سفارش تبلیغ
صبا
محبوب ترینِ مردم نزد تو، باید شخص مهربانِ نیکخواه باشد . [امام علی علیه السلام]
 
پنج شنبه 89 مهر 15 , ساعت 6:16 صبح

امام علی خطاب به فرزندش می نویسد: این پندنامه پدری است به مرگ نزدیک و به پیروزی زمانه معترف ، به فرزندی آرزومند که به آرزوها دست نخواهد یافت. داستان گذشتگان بر او فروخوان و سرگذشت پیشینیانش یادآور و بر دیار و آثارشان بگذر،پس ‍ بنگر که چه کردند و از کجا بر شدند و به کجا فرود آمدند و در کجا جای گزیدند. آن گاه بینی که از دوستان جدا ماندند و به دیار تنهائی فرود آمدند
آنسان که تو نیز پس از اندک زمان یکی از آنان خواهی بود. پس سرای بپیرای و آخرت به دنیا مفروش و آنچه ندانی مگوی و از آنچه به آن وظیفه نداری سخن مران و راهی که از کجی آن بیمناکی ، مپوی. مثل آنان که به دنیا فریفته شدند، بر مثال گروهی است در منزلی پر نعمت نشسته ، که نخواهند به وادی بی برکت و قحطی زده مقام گیرند. پس چیزی را ناخوشتر و دشوارتر از آن نمی دانند که رامشسرای خویش رها کنند و ناگهان به آن پایگاه تهی از نعمت فرود آیند. ای فرزند دلبند! بدان که ترا بهر آن جهان آفریده اند نه این جهان ، و برای گذشتن آورده اند نه نشستن ، و برای مرگ و نه جاوید زیستن
تو در سرایی هستی که خانه کوچ است و توشه اندوزی و جای ناکامی و گذرگاه آن جهنمی. همانا که مرگ در پی تست و تو طعمه مرگی ، و هیچ گریزنده از آن به سلامت نرست و و از دست هیچ جوینده به در نرفت و جوینده ناچار به آن رسید. پس برحذر باش که مرگ ، آن گاه که سرگرم گناهی و به خود می گویی توبه خواهم کرد، به سراغت آید، و میان تو با توبه جدایی افکند که خویشتن به دست خود تباه ساخته باشی.
ای پسر گرامی ! بدان آن کس که بر راهوار شب و روز سوار است ، رهنورد است ، اگر چه بر جای ایستاده ، و در راه است ، اگر چه به فراغ رهنورد است ، اگر چه بر جای ایستاده ، و در راه است ، اگر چه به فراغ آرمیده. بی گمان هرگز به آرزو نرسی و از مرگ نرهی ، اگر که پوینده راه پیشینیان باشی ، پس ‍ در طلب دنیا مدارا کن و در کسب روزی ، پاکیزه باش و آن بر خود آسان گیر بساط طلب که به تنگدستی پیوست. نه چنین است که هر سختکوش ، روزی فراوان یابد و هر که راه اعتدال پوید، از آن محروم ماند. خود را به هیچ فرومایگی میالای - اگر چه ترا به دلخواه رساند، که آنچه از جان کاستی ، آن را بدل نخواهی یافت. بنده کس مباش که خدای آزادت آفرید. آن خیر که به شر انجامد، خیر نیست ، و آن گشایش که به فروبستگی کشد، گشایش نیست.
بهوش باش که توسن از هر سویت نکشاند و شتابان به آبشخور هلاکت فرود نیارد. آنچه به سبب خاموشی از دست دهی ، تدارک آن آسانتر، تا آنچه به سبب سخن گفتن. نگاهداری آنچه در ظرف است ، به استواری بند انست نزد من نگاهداشتن چیزی که در دست داری ، بهتر تا طلب چیزی که در دست دیگران است. شرنگ نومیدی ، گواراتر، تا خواهش از مردمان. روزی تنگ با پرهیزگاری ، بهتر که بی نیازی با زشتکاری. هر کس راز خویش بهتر از دگری نگاه می دارد. بسا آدمیان که در زیان خویش
کوشند.
هر که فکرت کند، بینا گردد. به نیکوکاران پیوند تا از آنان باشی ، و از تبهکاران بگسل تا از آنان نباشی. لقمه حرام بد است. ستم بر ناتوان ، زشترین ستم است. آنجا که نرمی به درشتی گرایاند، درشتی نرمی است. بسا که دارو درد است و درد دارو. بسا کسی که او را بدخواه خود پنداری و به صلاح تو سخن گوید و آن را که عافیت اندیش ‍ خویش شماری ، در پندگویی تو خیانت ورزد
زنهار بر آرزو تکیه مکن که آرزو، سرمایه گولان است. خرد، سود جویی از آزمایشهاست. بهترین تجربه آنست که پندگوی تو باشد، ترا از بدیهای باز دارد و به نیکی ها ،کشاند . فرصت غنیمت شمار، زان پیش که از دست دادن آن مایه اندوه تو گردد. هر جوینده به مقصود نرسید و هر مسافر باز نیامد. هدر دادن مال در هوسها، و توشه نیدوختن از آن برای رستاخیز، تبهکاری است.
هر کار را پایانی است ، عاقبت اندیش باش. سوداگر بازیچه خطر است بسا مال اندک ، از بسیار آن بارورتر. یار فرومایه و دوست بخیل را خیر نیست. تا توسن زمانه رام است ، کام از روزگار آسان برگیر. به امید بیشی ، خویشتن در خطر میفکن. زنهار که مرکب ستیز با تو توسنی نکند
هنگامی که برادرت از تو پیوند برید، پیوستن او را بر خود هموار ساز، و چون دوری جست ، با او مهربان باش و به او نزدیک شو، چون بخل ورزید به او بخشش کن ، چون از تو گوشه گرفت. به او روی آور، در درشتی او نرم باش و چون گناه کرد، عذرش بپذیر، چنان که گویی تو بنده اویی و او خداوندگار نعمت تست،اما زنهار که این دستورها بی جا به کار نبندی و با مردم نااهل به جای نیاری..
بدان کای فرزند که ، روزی بر دو گونه است: روزیی که تو در پی آنی و روزیی که آن در پی تست ، پس اگر تو به سوی آن نروی ، آن به سوی تو خواهد آمد
چه زشت است تن به ذلت دادن به هنگام نیاز، و درشتی در بی نیازی. ترا از دنیا آن سودمند است که بدان اقامتگاه خویش بیارایی. رشته پیوند بین تو با خدای ، استوارترین رشته پیوند است که می توانی به دست آورد. آن که پروای تو ندارد دشمن تست. آنجا که از مایه هلاک است ، نومیدی گنج مقصود است. هر رخنه را نباید آشکار ساخت. هر فرصت به دست نیاید. بسا که بینای کار در قصد خود خطا کرد و بی وقوف به مقصود رسید.
در کار ناروا، درنگ بهتر، چه ، هر دم که بخواهی ، در آن شتاب توانی کرد. بریدن از نادان ، برابر است با پیوستن به خردمند. هر که زمانه را امین دانست ، زمانه به او خیانت ورزید و هر که آن را بزرگ داشت ، به او خوار گشت. نه هر که تیر انداخت ، نشانه زد.

 

 


دوشنبه 89 شهریور 8 , ساعت 5:12 عصر
تا بیاد تو همه شب به مناجات گذشت 
تلخی هجر به شیرینی اوقات گذشت
آن شب قدر که بیخود شدم از جام شراب

هاتفی بر من بیدل به اشارات گذشت
سخن عشق به نامحرم و اغیار مگو
آنکه عمرش همه در جهل و خرافات گذشت
نامه قدر کرامت به دم مرغ کرام
از کریمی زلب پیر کرامات گذشت
خط تکلیف من از متن همان مکتوب است
که بنی آدم از آن خط به مباهات گذشت
رخ دلدار عیان شد به شب زنده دلان
خفتگان را به سحر وقت ملاقات گذشت
گرچه آن پیر بخلوت بجماران بنشست
صحبتش از ثغر مشرق و شامات گذشت
نوری از خامنه ای گلشن دین آباد است
چه غم ار از بر ما پیر خرابات گذشت

یکشنبه 89 شهریور 7 , ساعت 9:19 عصر

بلبلان خونیین پرند و گل زماتم پرپر است
پیر مرغان در سلام قدر خونین پیکر است
بسکه خون دل خورد بلبل زداغ روی گل
دامنش خونین به رنگ لاله های احمر است
عاشقان را خون دل چون شیر مادر شد حلال
طفل را شیرین تر از هرچیز شیر مادر است
آنکه عاشق شد علاج سینه سوزان او
در سحرگاه بلند عشق چشمان تر است
قامت مرغ سحر سر تا به پا گلرنگ شد
شاخه گل را همیشه غنچه بر فرق سر است
هجربلبل بی سبب از شاخه گلبن خطاست
آشیان بلبل شوریده بر گل بهتر است
نوریا دراین شب قدر و نوای بلبلان
شکوه بر گل از غم هجران بلبل خوشتر است


جمعه 89 مرداد 22 , ساعت 12:7 صبح

تا کی در انتظار نشینم برای تو
ای جان خلق عالم و آدم فدای تو
جان پر بها شود اگر سازم نثار تو
چیزیم نیست تا که فشانم به پای تو
در مهد و کهل حضرت عیساست معجزه
ای من فدای غیبت حیرت فزای تو
تو حاضری و ماهمه غایب ز روی تو
ما را کجا لیاقت یکدم لقای تو
گم گشته بودم و مرا بردی به جمکران
دیدم به جمکران  تو سُر من رای تو
کو چشم و گوش پاک که بینیم و بشنویم
یک لحظه نور روی تو یکدم صدای تو
ای کاش قسمتم شود تا در حیات خویش
بوسم ز شوق خاک کف کفش پای تو
باشد زنور منبر تو در خیال من
بال فرشتگان بود جنس ردای تو
ای آرزوی انبیاء اندر ظهور تو
شادی خلق پرچم عالم گشای تو
شافی درد و شادی دلهای مومنین
در انتقام فاجعه کربلای تو
چون دولت کریمه قرآن به نام توست
اجرا شود عدالت حق با ندای تو
گفتی دعا کنید برای ظهور من 
عالم  تمام منتظر یک دعای تو
حبل متین خلق بسوی خدا تویی
چون توبه است هر نفسی در هوای تو
(نوری) دعا کند که ببیند جمال تو
یا جان دهد به راه خدا در ولای تو


یکشنبه 89 اردیبهشت 19 , ساعت 9:17 عصر

خواهر عزیزم  سیده فاطمه حسینی  کسب رتبه سوم المپیاد کشوری رشته زبان و ادبیات عرب را به شما تبریک و تهنیت عرض کرده و از حضرت حق  ، موفقیت روز افزون شما را در عرصه علم و عمل خواستارم .

 


شنبه 89 فروردین 28 , ساعت 11:58 صبح

فهرست منابع

ـ قرآن مجید

ـ استبصار فیها اختلف من الاخبار: الشیخ ابوجعفر محمدبن الحسن الطوسی. دارالاضواء، بیروت 1406 ق.

ـ تاریخ تمدن: ویل دورانت.

ـ تحریر الوسیله: روح‌الله الموسوی الخمینی. اسماعیلیان قم.

ـ تهذیب الاحکام. الشیخ ابوجعفر محمدبن الحسن الطوسی. دارالاضواء، بیروت 1406 ق.

ـ توضیح المسائل: روح‌الله الموسوی الخمینی. انتشارات فرهنگ انقلاب اسلامی 1365 ش.

ـ توضیح المسائل: ایة‌الله اراکی.

ـ جواهر الکلام: الشیخ محمد حسن النجفی. داراحیاء التراث العربی. بیروت.

ـ الحدائق الناظره: فی احکام العترة الطاهره. الشیخ یوسف البحرانی. دارالکتب السلامیه. نجف 1352 ق.

ـ رساله نوین: بی‌آزار شیرازی. دفتر نشر فرهنگ اسلامی. تهران 1346 ش.

ـ الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدشقیه: زین الدین بن علی جبل عاملی (شهید ثانی)، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی.

ـ اسرائر الحاوی لتحریر الفتاوی: ابوجعفر محمدبن احمد بن ادریس الحلی. مؤسسه النشر اسلامی.

ـ صحیفه نور: مجموعه رهنمودهای امام خمینی. تهیه و تدوین مراکز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی. تهران 1361 ش.

ـ العروة الوثقی: امام خمینی (تعلیق): مکتب الوجدانی قم.

ـ فقه (مجله) شماره 4 و 5. دفتر تبلیغات اسلامی. قم.

ـ فقه الصادق: سید محمد صادق حسینی روحانی. چاپ مهراستوار. قم.

ـ فلسفات اسلامیه: محمد جواد مغنیه

- الکافی: ابوجعفر محمدبن یعقوب الکلینی.دارالاضواء بیروت 1405

ـ الکافی فی الفقه: ابن براج.

ـ کیمیای سعادت: امام محمد غزالی

ـ المبسوط: الشیخ ابوجعفر محمدبن الحسن الطوسی. المکتبة الرضویة تهران. 1378 ش.

ـ مجمع فائدة و البرهان: محقق اردبیلی مؤسسه النشر اسلامی ایران.

ـ مجمع المسائل: ایةالله محمدرضا گلپایگانی

ـ مجموعه مقالات کنگره زمان و مکان در اجتهاد. دفتر نشر و تنظیم آثار امام خمینی 1375.

ـ المراسم العلویه: سلار دیلمی (ابویعلی حمزة بن عبدالعزیز دارالجوامع الفقهیه بیروت 1410)

ـ مسالک الافهام فی شرح شرایع الاسلام: زین الدین بن علی العاملی. انتشارات دارالهدی. قم.

ـ مستند الشیعه: احمد بن محمد مهدی نراقی. کتابخانه ایةالله مرعشی. قم.

ـ مستمسک العروة الوثقی: سید محسن طباطبایی حکیم. مطبعة الآداب النجف 1391.

ـ مصباح الفقاهه: ایةالله خویی انتشارات وجدانی. قم.

ـ مفاتیح الشرایع: فیض کاشانی (محمد حسن) مطبعة خیام. قم 1401

ـ مفتاح الکرامه: فی شرح قواعد العلامه: محمدجواد الحسینی العاملی. مؤسسه آل البیت 1324.

ـ مقنعه: شیخ مفید

ـ مهذب: عبدالعزیز بن براج: انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین قم.

ـ نهج البلاغه (شرح): ابن ابی الحدید. داراحیاء التراث العربی. بیروت.

ـ وسائل الشیعة: الشیخ محمدبن الحسن الحرالعاملی. المکتبة الاسلامیه. تهران.

ـ ولایت فقیه: روح‌الله الموسوی الخمینی. مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی تهران 1375


شنبه 89 فروردین 28 , ساعت 11:56 صبح

 

2ـ بازیگری و نمایش

بیان فیلم و هنرهای نمایشی بیان بسیار رسایی است که در رساندن پیام از بقیه مقوله‌های هنر بلیغ‌تر و جاذب‌تر است. هنر نمایش ظرفیت بالایی در بیان حقایق دینی و بشری دارد که باید منادیان دین آن را در کار تبلیغ و هدایت بسوی ارزشها ارج نهند و این ابزار شگفت‌انگیز و معجزه‌گر را در جهت ساختن تمدنی متین و مبتنی بر اعتقادات دینی بکار گیرند. وانهادن پدیده‌های نوین نمایش که آمیزه‌ای از تکنولوژی و ذوق و احساس است ناهنجاریهای فرهنگی غیر قابل جبرانی در پی دارد. امروزه در جهان ارتباطات که دنیا به دهکده کوچکی تبدیل شده و سینما و تلویزیون و ماهواره حرف اول را می‌زند باید باورها و انتظاراتمان را نسبت به ابزار بیانی و تبلیغی کهن مانند وعظ و سخن گفتن تغییر داده و از شیوه‌های نوین در ارسال پیام‌های دینی و انقلابی مدد جوئیم.

خداوند می‌فرماید: «ما اَرْسَلنا مِنْ رَسوُلٍ الاّ بِلِسانِ قَوْمِه لِیبینَ لهم»[591]

 

ما هیچ رسولی را نفرستاده‌ایم مگر به زبان قومش تا برای آنان بیانگر باشد.

امام خمینی می‌فرماید:

... شما باید به تبلیغات و تعلیمات در جهت معرفی و بسط اسلام همت بگمارید.[592]

تبلیغات مسأله‌ای است پر اهمیت و حساس، یعنی دنیا با تبلیغات کار می‌کند. آن قدری که دشمنان ما از حربه تبلیغات استفاده می‌کنند ما از طریق دیگری نمی‌کنیم. ما هم باید به مسأله تبلیغات بسیار اهمیت دهیم و از همه چیزهایی که هست بیشتر به آن توجه کنیم.[593]

... چون بچه‌ها علاقه دارند به نگاه کردن این عکسها. نگاه به این فیلمها، آنها را نگاه می‌کنند اگر فیلم یک فیلم آموزنده باشد این بچه‌ها تربیت می‌شوند به ترتیب صحیح و اگر یک فیلمی باشد که برخلاف باشد، انحراف‌کننده باشد بچه‌ها تربیت می‌شوند به تربیت انحرافی. بزرگترها هم همینطور.[594]

من غالباً فیلم‌هایی که خود ایرانی‌ها درست می‌کنند به نظرم بهتر از دیگران است، مثلاً فیلم «گاو» آموزنده بود. اما حالا این فیلم‌ها باید حتماً از آمریکا یا اروپا بیاید با یک بی‌بند و باری تا روشنفکران غربزده شاد شوند؟ فیلم‌هایی که از خارج به ایران می‌ایند اکثر استعماری هستند. لذا فیلمهای خارجی استعماری را حذف کنید مگر صد درصد صحیح باشد.[595]

فیلمهایی که در رادیو و تلویزیون نمایش داده می‌شود باید آموزنده باشد. فیلم‌هایی باشد ولو خود ایران درست کند آموزنده باشد یا فیلمهایی که از خارج می‌اید درست تفتیش شود که چنین نباشد، آنها ممکن است با شیطنت فیلم‌هایی به ایران بفرستند که بخواهند جامعه را فاسد کنند.[596]

نمایش و بازیگری در شکل تعزیه‌خوانی برای امام حسین(ع) گرچه سابقه‌ای به قدمت شعر و تلاوت قرآن ندارد به مرور زمان با همه نفی و اثباتهایی که وجود داشته هرگاه با توافق فقها روبرو گشته، زمینه‌ای عامیانه برای احیاء عاشورا شده است. اگر هنر بازیگری حافظ ارزشهای اسلامی و عفت و پاکدامنی بوده و با معیارهای اخلاقی و عرفی جامعه تناقضی نداشته باشد مورد تایید اسلام است. مواردی که بازیگری هنر ارزشی را به ضد ارزش تبدیل کند و یا با موازین مطابقت نکند در نظر فقها حرام می‌تواند باشد.[597]

الف ـ بازیگری مرد و زن در نقش یکدیگر

اگر مرد نقش زن را ایفا کند و یا برعکس چنانچه مستلزم هتک حرمت و از بین بردن ارزشهای اخلاقی باشد قطعاً به دلیل فساد و تباهی که به دنبال دارد باطل و حرام است. چه بسا اینگونه ایفای نقش به جلب توجه و ریبه بیننده به بازیگر که در واقع هم جنس خود است کشیده شده و مفسده برانگیز شود و یا از باب اینکه مقدمه حرام حرام است بازیگری مرد و زن در نقش یکدیگر مستلزم پوشیدن لباس مختص جنس مقابل و استفاده از وسایل زینتی و آرایش برای مردان و تقلید صدای جنس مخالف و غیره می‌شود که همه این موارد حرام است.

پوشیدن لباس مختص به مردان برای زنان و پوشیدن لباس مختص زنان برای مردان بنابر احتیاط واجب جایز نیست.[598]

پوشیدن لباس مخصوص مردان برای خانمها و پوشیدن لباس مخصوص خانمها برای آقایان حرام است.[599]

پوشیدن لباس مختص زنانه برای مردان و بالعکس محل اشکال است.[600]

در این خصوص روایاتی نیز وارد شدهاست که برخی فقها از آن حکم به حرمت و برخی حکم به کراهت را استنباط کرده‌اند. از جمله ابن براج،[601]محقق اردبیلی،[602]شیخ یوسف بحرانی،[603]شیخ انصاری[604]و از فقهای معاصر سید محسن طباطبایی[605](حکیم) و سید ابوالقاسم خویی[606]قائل به این نظرند که روایات بر حرمت مطلقاً دلالت ندارد، بلکه جز پوشیدن طلا و حریر برای مردها بقیه موارد را حرام نمی‌دانند.

در مقابل شهید ثانی[607]حرمت را مختص به النگو، خلخال و جامه‌هایی که عادتاً ویژه زنان است و به اختلاف زمان و مکان تفاوت می‌کند می‌داند.

و سید علی طباطبائی[608]، صاحب جواهر،[609]مرحوم نراقی[610]و محمد جواد حسینی عاملی[611]قائل به حرمت هستند و هر نوع پوشش مختص به جنس مخالف را حرام و آن را منحصر به طلا و حریر نمی‌دانند.

اما برخی از علماء شیعه نسبت به پوشیدن لباس مختص به زنان برای تعزیه گردانان عاشورای حسینی یا دیگر وقایع عزاداری، اشکالی قائل نمی‌شوند.

از جمله مرحوم ایةالله خویی می‌نویسد:

پیش از این روشن شد در جواز پوشیدن مردان لباس زنان را، برای اظهار غم و اندوه و نمایاندن حادثه «طف» و برپا شدن عزاداری سید جوانان بهشت تردیدی نیست و پندار حرام بودن آن به خاطر نهی از همانندی که در اخبار آمده وسوسه‌های شیطانی است. زیرا این اخبار بر حرام بودن همانندی دلالتی ندارد.[612] [613]

آرایش و گریم هم اگر مصداق همانندی مرد به زن و برعکس باشد بحثهای فوق در آن جاری است.

موارد دیگری چون شنیدن صدای زن نامحرم که قطعاً در بازیگری پیش می‌اید مشروط به آنست که با نرمی و کرشمه نباشد به گونه‌ای که سبب تحریک و مفسده گردد.

هرگونه تماس و ارتباط نزدیک میان بازیگران مرد و زن به عنوان دو نامحرم حرام است و دست دادن مرد و زن با یکدیگر بنا به فتوای امام خمینی در صورتی که ریبه و لذت‌جویی در کار نباشد و مرد دست زن بیگانه را نفشرد جایز است.[614]امام خمینی می‌فرماید:

نظر نمودن به این قبیل فیلمها و نمایشنامه‌ها هیچ اشکالی ندارد. بسیاری از آنها آموزنده است. پخش آنها نیز اشکالی ندارد و همین‌طور فیلم‌های ورزشی و آهنگها اکثراً بی‌اشکال است. گاهی خلاف بطور نادر دیده می‌شود که باید بیشتر مواظبت کرد. لکن دو نکته باید مراعات شود. اول آن کسانی که گریم می‌کنند باید محرم باشند و اجنبی حرام است چنین کاری انجام دهد. دوم آنکه بینندگان از روی شهوت نظر نکنند.[615]

البته گرچه دیدن تصاویر زنان از تلویزیون و سینما در صورتی که آنان را نشناسیم و از روی ریبه و لذت نباشد جایز شمرده شده اما تبعاتی در بازیگری مردان و زنان وجود دارد که باید کاملاً دقت شود. حرمت نگاه به نامحرم و ابراز و آشکار نمودن آرایش و زیورآلات برای نامحرم و غیره و رودر رو قرار گرفتن بازیگران در مقابل یکدیگر و نیز جمع کثیر فیلمبرداران و کارگردانان و غیره قطعاً توجه و رعایت بیشتری را می‌طلبد و باید کاملاً مطابق موازین شرعی باشد. ادامه مطلب...

شنبه 89 فروردین 28 , ساعت 11:52 صبح

هنر از منظر امام خمینی و فقهاء شیعه

 

مقدمه:

در این مقاله برآنیم تا به مقوله هنر از دید امام خمینی و منظر فقهای شیعی بپردازیم. رهنمودهای امام راحل قطعاً می‌تواند از پیچیدگیهای این بحث تا حد زیادی پرده بردارد، اما تطبیق کلیات بر مصادیق همچنان رفتارها و پرسمانهای ضد و نقیضی را پیش روی می‌آورد که بر فقیهان آگاه جامعه است وحدت رویه و نظری واحد در این عرصه ارائه دهند و گرد حیرت را از دیدگان مقلدین معتقد و محتاط بزداید.

تعریف هنر و رابطه آن با فقه

انسان فطرتاً زیبایی خواه آفریده شده است و حواس او آنچنان با محیط اطرافش هماهنگی یافته که نغمه دلنشین و بوی خوش، منظره دلفریب، لطافت و سرسبزی، برای او لذت‌آور و فرحبخش می‌نماید، از طرفی وقتی روح کمال‌جویی با این حس در می‌آمیزد از او انسانی آفرینش‌گر و خلاق می‌سازد. پدیده‌های جهان را گزینش کرده با احساس خود آن را بازآفرینی می‌کند و از مدد نیروی خیال از پدیده‌های هستی مقوله هنر را به نمایش می‌گذارد چنین کوششی که به آفرینش اثری زیبا می‌انجامد هنر و آفریننده آن هنرمند نامیده می‌شود.

هنر تجلّی احساس انسان است در قالب محسوس، زبان درون است با مخاطبانی اهل دل، حقیقت را می‌نمایاند بدون آنکه به وعظ و استدلال بپردازد. زبانی دردمند، زیبابین، پرشور که همه آدمیان را با هر ملیت و نژادی به یکدیگر پیوند می‌دهد. تکنولوژی و تمدن به هنر توانائی می‌بخشد و آن را فراتر از مرزهای جغرافیایی به اقصی نقاط جهان انتقال می‌دهد.

اما هنر، این ودیعه الهی همچنان در میان دو قطب جان و جسم، ماده و معنا، خداجویی و کفر در نوسان بوده است. و از دستبرد آفتهایی همچون نفس‌پرستی، قدرتمداری، استعمار و ابتذال در امان

نمانده است. لذا هنر با همه عظمت و رسالتی که دارد به هنر متعهد و مسئول و نیز هنری که ابزار دست سود‌جویان و قدرت‌طلبان و سرمایه‌داران است تقسیم شده است. هنری که در مسیر تکامل بشری حس خداپرستی و خلقیات انسانی است هنر متعهد و دینی است و هنری که جامعه را به فساد و ابتذال و گمراهی می‌کشاند هنر مبتذل و منفی است. اینجاست که «تکلیف» سر بر می‌آورد و «فقیه» در بیان تکلیف به تکاپو می‌افتد و فقه میان بایدها و نبایدها مرز می‌سازد. گرچه پیچیدگی هنر، بیان دقیق مصادیق احکام تکلیفی، حرمتها و حلّیتها را دشوار ساخته است و اگرچه کتب فقه سنتی برخی از مصادیق موجود در زمان خود را مانند خرید و فروش مجسمه و ساخت و یا نگهداری آن و تصویرگری و موسیقی و خرید و فروش آلات موسیقی و... مورد بحث قرار داده‌‌اند که می‌تواند دستمایه خوبی برای دوران حاضر باشد. اما امروزه جلوه‌های هنر به اندازه‌ای گسترده شده است که هنوز صدها پرسش در هنر فراروی مجتهد و مقلد است و تغییرات و مقتضیات زمانی و مکانی بازنگری جدیدی را در موضوع هنر می‌طلبد.

گونه‌گونی دیدگاه‌ها در مقوله‌های هنر بویژه موسیقی، مجسمه‌سازی در فقه بسیار مشهود است چنانچه در موسیقی تا هیجده نظریه بر شمرد‌ه‌اند. این نظریات امروزه جنبه کاربردی پیدا کرده است و تقابل نظریات به تقابل اعمال و رفتار مقلدین انجامیده است. و جامعه امروز این اندازه اختلاف را بر نمی‌تابد و باید هرچه بیشتر دیدگاه‌ها و راه‌کارهای مبتنی بر فقه سنتی و اجتهادی، اما نزدیک به واقعیت موجود، ارائه گردد تا وحدت نسبی در عملکردها نسبت به رویکردهای هنری پیش اید و از تقابل و تضارب عملکردها،‌ مانعی بر راه ترقی حکومت اسلامی فراهم نیاید. مثلاً نمی‌توان بطور کلی رسانه‌های عمومی، بازیگری و تصویرسازی را تعطیل کرد و یا برای آن قیودی دست‌نایافتنی زد، از طرف دیگر بازگزاردن دست هنرمندان و فراخی بی‌حد و مرز هنر سرانجام هنر را به ورطه ابتذال یا پوچی خواهند کشاند. پس رایی بایسته و مناسب با مقتضیات زمان و مکان و مطابق شرع از سوی مجتهد آگاه، هنر را متعهد و مسئول نگه می‌دارد.

هنر متعهد از دیدگاه امام خمینیهنر امروز از مؤثرترین و بهترین ابزار در جهت ارائه حقایق و معارف دینی است و آمیزه هنر و تکنولوژی امکانات جدیدی را بدست می‌دهد که حقایق دینی و وصف ارزش‌ها به سراسر عالم ابلاغ شود و به دست همگان برسد. نگرشی واقع‌بینانه و منصفانه نشان می‌دهد هر جا اندیشمندان اسلامی و فقیهان آگاه خود را از آن جدا کرده‌اند قطعاً هنر بدست اربابان و سودجویان اقتصادیافتاده و استفاده‌های ناروا و غیر اخلاقی از آن شده است.

امام خمینی می‌فرماید:

هنر در مدرسه عشق نشان دادن نقاط کور و مبهم معضلات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و نظامی است. هنر در عرفان اسلامی ترسیم روشن عدالت و شرافت و انصاف و تجسیم تلخکامی گرسنگان مغضوب قدرت و پول است. هنر در جایگاه واقعی خود تصویر زالوصفتانی است که از مکیدن خون فرهنگ اسلامی، فرهنگ عدالت و صفا لذت می‌برد. تنها به هنری باید پرداخت که راه ستیز با جهانخواران شرق و غرب در رأس آنان آمریکا و شوروی را بیاموزد.[560]

رسانه‌ها باید بیشتر کار کنند، از گردانندگان و هنرمندان متعهد بخواهند در راه تعریف صحیح تهذیب جامعه وضعیت تمام هنرجوها را در نظر گرفته راه و روش زندگی شرافتمندانه و آزادمنشانه را با هنرها و نمایشنامه‌ها به ملت بیاموزند و از هنرهای بدآموز و مبتذل جلوگیری کنند.[561]

همچنین می‌فرماید:

... در رژیم سابق همه چیز خصوصاً فرهنگ و هنر محتوایش عوض شده بود یعنی کسی که نام سینما را می‌شنید خیال می‌کرد در آنجا باید مرکز فساد و سوء اخلاق، مرکز مخالفت با همه چیز باشد یا کلمه تئاتر در ذهن انسان چیز مبتذلی بود که از آن بهرهفساد برده شود و هکذا همه چیز دیگر... اینها همه به خاطر آن بود که ما فرهنگمان را فراموش کنیم.[562]

آنچه که از مجموعه فرمایشات گهربار امام راحل و سیره عملی ایشان در طی سالهای قبل و بعد از انقلاب بدست می‌اید این است که ایشان نگاه متحجرانه به مقولات و پدیده‌های هنری ندارند که بطور کلی آنها را رد و تعطیل نمایند بلکه با توجه به دخالت و عنصر زمان و مکان و مقتضیات و مصالح استفاده از این دو وسیله را برای تبلیغ دین بسیار مؤثر می‌دانند اما شرط اساسی این نقش مؤثر را، مطابقت با اصول اعتقادی دینی و اخلاقیات انسانی قرار می‌دهند. هنری که نتیجه آن وابستگی به قدرتهای استعمارگر غرب و شرق باشد،‌ هنری که فساد، انحطاط و تخدیر مغزهای جوانان جامعه را به بار آورد، هنری که دردمند نباشد و از مستضعفین و اقشار محروم جامعه بی‌خبر باشد هنر اسلامی نیست و از نظر ایشان کاملاً مردود و ترویج آن حرام است لذا ایشان استفاده از رسانه‌های هنری مانند رادیو، تلویزیون، تئاتر و سینما را در زمان طاغوت حرام و کمک به ظلمه دین می‌دانستند. این ملاک اساسی در هر هنری است و گرنه اصل هنر مفهومی با ارزش و قابل تحسین است که همواره در اسلام مورد تایید و بهره‌برداری تبلیغی قرار گرفته است. در سرزمینی که شعر و سخنورنی حرف اول را می‌زد قرآن با عالیترین بیان و با آوایی خوش ارائه گردید. معماری اسلامی، تذهیب و خوشنویسی قرآن و کتیبه‌های دینی بی‌تردید شاهدی بر این ادعاست. حتی تعزیه‌خوانی، مداحی و مرثیه‌خوانی نیز جلوه‌های زیبایی از موسیقی اسلامی و هنر بازیگری است. اینک با بیان برخی از جلوه‌های هنر به بیان اجمالی دیدگاه امام خمینی و برخی فقهاء شیعه می‌پردازیم:

جلوه‌های هنر از دیدگاه امام خمینی و فقها ادامه مطلب...

چهارشنبه 89 فروردین 4 , ساعت 5:39 عصر

درطلیعه بهار هر سال و در آغازین روزهای سال جدید، همواره دعای روح‌بخش تحویل سال نو را می‌خوانیم و می‌شنویم و زبان جان را با فرازهای نورانی این دعای شریف مترنم می‌سازیم. حال نیکو است که در معنای این دعای دلنشین بیندیشیم و جان و دل خویش را با حقایق و لطایف آن زینت بخشیم. این دعای کوتاه، سرشار از معارف بلندی است که چونان چشمه زلال بر بستر دل‌های شیفته معنا جاری می‌گردد و جهانی از اسرار را جلوه‌گر می‌سازد.
در این نوشتار، کوشیده‌ایم تا به گوشه‌هایی از معارف انسان‌ساز این دعای سازنده و بالنده اشاره کنیم و از معنویات سرشار آن، توشه‌هایی چند برگیریم.

تحول در قلب و بصیرت
«یا مقلب القلوب و الابصار». قلب و بصیر ت قلبی، از مؤلفه‌های مهم معنوی در مسیر کمال انسان است که در قرآن کریم و روایات ناب اسلامی تأکید بسیاری بر آن شده است. قلب سرچشمه تمامی جوشش‌های و خیزش‌های وجود آدمی است. به بیان نغز امام راحل(س): «با سرچشمه گل‌آلود توقع صفای آب نداشته باش... تو اگر معنای «یا مقلب القلوب» را به ذائقه قلب بچشانی و به سامعه قلب برسانی... از جلب قلوب بی‌نیاز شوی». (آداب الصلوة، ص 172) از این رو است که امام در توصیه به پیروان خویش خاصه طلاب علوم دینی می‌فرماید: «لازم است خود را تهذیب کنید که وقتی رئیس جامعه یا طایفه‌ای شدید، آنان را نیز تهذیب نمایید. برای اصلاح و ساختن جامعه قدم بردارید. هدف شما خدمت به اسلام و مسلمین باشد». (جهاد اکبر، ص25) «اگر برای خدا قدم بردارید، خداوند متعال مقلب القلوب است. دل‌ها را به شما متوجه می‌سازد». (همان، ص 66)
در اعتقاد امام کسی که ندای «یا مقلب القلوب و الابصار» را سرمی‌دهد، باید قلبش تنها متوجه به خدا باشد و از توجه به غیر او روی‌بگرداند تا دعای او جامه صدق و راستی برتن بیاراید و در ضمیرش اثر‌گذار باشد. (ر.ج: شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص90) علم به ارکان توحید، با ایمان به آن متفاوت است؛ زیرا تا علم توحید در قلب وارد نشود، حظی از ندای «یا مقلب القلوب و الابصار» نخواهیم برد. (همان، ص 95)
درخواست از درگاه ربوبی مبنی بر انقلاب در قلب و بصیرت، نشانه آن است که انسان به سبب نسیان از یاد حق و انس با کثرات دنیوی و هواهای نفسانی، نیازمند تحول قلبی و روشنایی چشمان دل است و این تحول در قلب که مکان حضور حق تعالی است (القلب حرم الله فلا تسکن فیه غیر الله؛ دل، حرم الهی است. پس غیر او را در آن جای نده) و نیز تغییر و تحول در نگرش و بصیرت آدمی (المؤمن ینظر بنور الله؛ مؤمن به نور خدا می‌بیند)، همگی به دست او است و تنها فضل و عنایت ربوبی خدای رحمان است که می‌تواند با دو دست جلال و جمال خویش مرآت دل را از غبار اغیار بزداید و قفل‌های بزرگ هوای نفس را از ابواب آسمانی دل بگشاید و پرده‌های غفلت را از چشمان بصیرت انسان کنار زند و دیدگان دل را به نور معرفت و مشاهدت حضرت دوست روشنی بخشد.
تدبیر روز و شب
«یا مدبر اللیل و النهار». انسان، به تصریح قرآنی «إنی جاعل فی الارض خلیفة»،‌ جانشین خدا بر روی زمین است و این شایستگی را دارد که مرآت تمام‌نمای ربوبی و مجلای ظهور و بروز اسما و صفات الهی شود. یکی از اسمای حق تعالی «مدبّر» است که پروردگار عالمیان به وسیله آن، به تدبیر روز و شب یا تدبیر نظام زمین و آسمان و به طور کلی، نظام خلقت می‌پردازد. انسان نیز باید خویشتن را متخلق به اخلاق الهی نماید و تدبیرگر روز و شب خویش باشد. اگر روز را به زندگی دنیا و عرصه فعالیت‌های مادی و ناسوتی انسان تعبیر نماییم، شب به منزله آخرت و حیات ملکوتی انسان است که هنگامه تفکر در خلقت آسمان‌ها و عبودیت خالص است که: «إنّ ناشئة اللیل هی أشدّ وطاً و أقوم قیلاً». (مزمل/ )
همان گونه که زندگی دنیوی خود را در پرتو خورشید رسالت و شریعت محمدی تدبیر می‌کنیم، بایسته است که زندگی و حیات معنوی و ملکوتی خود را نیز در پرتو مهتاب ولایت و معرفت علوی تدبیر نماییم و از مزرعه دنیا، توشه‌ای نیک برای خانه آخرت برگیریم که: «الدنیا مزرعة الاخرة». به بیان دیگر، هم عقل خویشین را به خورشید الهیت روشن نماییم و هم قلب خود را با مهتاب رحانیت منور سازیم و عدالت را به معنای واقعی کلمه در وجود خویشتن محقق سازیم تا هم از نعمات دنیوی و امکانات مادی به‌درستی استفاده نماییم و هم خویشتن را شایسته درک مواهب معنوی و فیوضات ملکوتی نماییم.

نیل به نیکوترین حال‌ها
«یا محول الحول و الاحوال، حوّل حالنا إلی أحسن الحال». «حَول» در دعای عید نوروز، به معنای «سال» است و «احوال» جمع حال، به معنای طبیعت و ضمیر یا تغییر و دگرگونی وضعیت انسان است. از این رو، خداوند تغییر دهنده سال و یا دگرگون کننده طبیعت مربوط به مخلوقات است و این صیرورت و تحول در مسیر رشد و کمال موجودات، لازمه امر زندگی و حیات است. در این دعای شریف از درگاه ربوبی می‌خواهیم که طبیعت وجود ما را به بهترین و نیکوترین طبیعت‌ها تبدیل کند و این تغییر باطنی یا ظاهری وجودی ما را همسو با تغییر و دگرگونی طبیعت ظاهری، در مسیر شکوفایی و بالندگی قرار دهد.
انسان متصف به زیور «أحسن تقویم» که آفریده مبارک «أحسن الخالقین» است، بایسته است که خود را در پرتو تحول قلبی و تطهیر آینه دل به نور بصیرت و معرفت بیاراید و در سایه‌سار تدبیر دنیا و آخرت و پرهیز از افراط و تفریط در بهره‌مندی از نعمات ظاهری و باطنی، به «أحسن الحال» نایل گردد و فضای جان و دل خویش را با نسیم بهشتی معنویت و پرتو مهتاب معرفت، صفایی مضاعف بخشد. واژه «أحسن» و مشتقات مربوط به آن در قرآن کریم، در ده‌ها آیه به کار رفته است که شناخت مصادیق و عمل به موارد نام برده شده در قرآن،‌ موجبات نیل انسان به «أحسن الحال» را فراهم می‌آورد. از جمله، بهترین دین،‌ از آنِ کسی است که وجه خویش را به پروردگار صورت‌بخش تسلیم نموده و چون رنگ خدایی بهترین و نیکوترین رنگ‌ها است،‌ دستان خلاق الهی نیز زیباترین صورت‌ها را بر لوح وجود آدمی تصویرگری می‌کند؛ «هو الله الخالق الباریء المصوّر له الاسماء الحسنی» و این آیات متشهابه رحمانی است که نیکوترین کلام‌ها است و مایه قوت قلوب و ثبات قدم‌های مؤمنان می‌شود و آن که جوینده بهترین حال‌ها است، باید وجه خود را به دستان با کفایت خدای رحمان تسلیم نماید و دل به کلمات معنوی و سخنان متشابه رحیمی بسپارد و برای نیل به سیرت زیبا و صورت دلربای انسانی، لوح وجود خویشتن را تسلیم دستان صورتگر ربوبی نماید. امام خمینی(س) در مقام و منزلت تسلیم می‌فرماید: «تسلیم، یکی از صفات نیکوی مؤمنین است که به واسطه آن طیّ مقامات معنویه و معارف الهیه شود و کسی که تسلیم پیش حق و اولیاء خدا شود و در مقابل آن‌ها چون و چرا نکند و با قدم آن‌ها سیر ملکوتی کند، زود به مقصد رسد». (شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص 402)
آری، دعای لحظه تحویل سال، سرشار از جلوه‌های وصال است که مسیر کمال و جمال را فراسوی رهرو طریق حق گسترده و بایسته است که در مضامین بلند معنوی و عرفانی آن بیندیشیم و بکوشیم تا در سال جدید، ظاهر و باطن خود را با معارف نغز الهی و انوار رحمانی زینت بخشیم و زلال حالات خوش معنوی و زمزم صفای روحانی را در محضر صاحبدلان اهل معرفت و واصلان اهل بصیرت بجوییم و قلب و روان خویش را در معرض نسیم حیات‌بخش و بهشتی مقربین که عطر خوش عشق و معرفت از حریم قدسی وجودشان به مشام جان می‌رسد و بهار زندگی و جاودانگی را برای آدمی به ارمغان می‌آورد، قرار دهیم تا شجره وجودمان در قلعه امن ولایت به گل‌های معطر اسما و صفات الهی و ثمرات جان‌بخش رحمانی مزین گردد


سه شنبه 89 فروردین 3 , ساعت 3:26 عصر

با عرض سلام و خسته نباشید و تبریک صمیمانه به مناسبت تحویل سال نو و آروزی برآورده شدن تمامی حاجات مسلمین عزیز

 وبلاگ جناب حجه الاسلام والمسلمین سرهنگ خلبان سید نورالدین حسینی به آدرس ذیل انتقال یافته است جهت مطالعه اشعار و خاطرات  ایشان به این آدرس مراجعه فرمایید.

http://nafacebadesaba.parsiblog.com


<      1   2   3   4   5   >>   >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ