[ و به یکى از کسانى که بدو سخنى گفته بود و از مقدار وى بزرگتر مى‏نمود فرمود : ] پر نیاورده پریدى و در خردسالى بانگ در کشیدى . [ و شکیر ، نخست پرهاست که بر پرنده روید ، پیش از آنکه نیرومند و استوار شود ، و سقب شتر خردسال است و شتر بانگ بر نیاورد مگر آنگاه که فحل گردد . ] [نهج البلاغه]
 
جمعه 88 دی 4 , ساعت 10:16 صبح

 

بند سوم

کاش آن زمانه  محشر کبری به پا شدی
جان از تن جهانیان یکجا جدا شدی
کاش آن  زمان  ز ناله  و  فریاد  کودکان
عالم دچار فتنه و درد و بلا شدی
کاش آن زمان که چرخ دون بنموداین خطا
گردون غبار ذرّه ز قهر خدا شدی
کاش آن زمان که خون خدا ریخت بر زمین
از سیل خون او همه عالم فنا شدی
کاش آن  زمان زغصه  جانکاهاهل  بیت
دنیا اسیر محنت بی انتها شدی
کاش آن زمان که  دست  علمدارش  اوفتاد
آدم تمام بی سر و بی دست و پا شدی
روز  حساب  حشر  نبود  ار  در  این  میان
کی عدل و داد بر تو خدایا روا شدی
از داد اهل بیت پیام آور امین
لرزدستون عرش درآن روز واپسین

 


نوشته شده توسط باد صبا | نظرات دیگران [ نظر] 

لیست کل یادداشت های این وبلاگ