[ و در گفتار دیگرى که از این مقوله است فرمود : ] از مردمان کسى است که کار زشت را ناپسند مى‏شمارد و به دست و زبان و دل خود آن را خوش نمى‏دارد ، چنین کسى خصلتهاى نیک را به کمال رسانیده ، و از آنان کسى است که به زبان و دل خود انکار کند و دست به کار نبرد ، چنین کسى دو خصلت از خصلتهاى نیک را گرفته و خصلتى را تباه ساخته ، و از آنان کسى است که منکر را به دل زشت مى‏دارد و به دست و زبان خود بر آن انکار نیارد ، چنین کس دو خصلت را که شریف‏تر است ضایع ساخته و به یک خصلت پرداخته ، و از آنان کسى است که منکر را باز ندارد به دست و دل و زبان ، چنین کس مرده‏اى است میان زندگان ، و همه کارهاى نیک و جهاد در راه خدا برابر امر به معروف و نهى از منکر ، چون دمیدنى است به دریاى پر موج پهناور . و همانا امر به معروف و نهى از منکر نه اجلى را نزدیک کنند و نه از مقدار روزى بکاهند و فاضلتر از همه اینها سخن عدالت است که پیش روى حاکمى ستمکار گویند . [نهج البلاغه]
 
جمعه 88 دی 4 , ساعت 10:25 صبح

                                                   بند اول

بازاین چه محشراست که عالم به ماتم است؟
باز این شراره چیست که بر قلب آدم است؟
خلق از چه روی بر  سر  و  بر  سینه می زند
چشم جهانیان ز چه از اشک پر نم است؟
رخت عزا به قامت مردم ز داغ کیست ؟
بیرق چرا سیاه و نگونسار پرچم است؟
خورشید گشته  منکسف و ماه  منخسف
این ماه ،ماه چیست که دلها پر از غم است؟
اشک یتیم  بر سر اجساد   کشتگان
بر لاله های سرخ چو باران شبنم است؟
این ماه را چه نام که بر نیزه آفتاب
برگرد او طواف کنان ماه و انجم است؟
بشکسته تیغ از دم  سیلاب  خون عشق
ماه امام عشق که نامش محرّم است؟
فرزند مصطفی ،خلف مرتضی حسین
نور دو چشم فاطمه، خون خدا حسین



لیست کل یادداشت های این وبلاگ