سفارش تبلیغ
صبا
حق سنگین است اما گوارا ، و باطل سبک لیکن در کام چون سنگ خارا . [نهج البلاغه]
 
پنج شنبه 89 اردیبهشت 16 , ساعت 8:20 عصر

عزیر پیامبر

أَوْ کَالَّذِی مَرَّ عَلَى قَرْیةٍ وَهِی خَاوِیةٌ عَلَى عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّى یحْیی هَذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا ... بقره/259

وَقَالَتِ الْیهُودُ عُزَیرٌ ابْنُ اللَّهِ ... توبه/30

نام و نسب

«عُزَیر» همان عَزرا یا «اسدراس Esdras» است که به امر اردشیر اول، پادشاه هخامنشی، بقیه یهودیان مقیم ایران را به همراه خود به فلسطین آورد. اردشیر اول، او را تقویت کرد و وسائل این مهاجرت را برای وی فراهم ساخت1

عزیر (ارمیا یا یرمیا) علیهالسلام یکی از پیامبران مهم بنیاسرائیل است. پدرش خلقیاست و نَسَبش به بنیامین فرزند حضرت یعقوب علیهالسلام میرسد. او در سال چهارم سلطنت یوتاتیم پادشاه آلیهودا میزیست2.

به عزیر پیامبر وحی شد که بنیاسرائیل را به سوی حق و راه راست هدایت کن. ارمیا اعلامیه را در بیتالمقدس (بیتالله) برای مردم قرائت کرد. در این اعلامیه آمده بود: «ای آلیهودا! تقوای الهی پیشه کنید و شریعت حضرت موسی علیهالسلام را به پا دارید تا خداوند شما را مورد رحمت قرار دهد، وگرنه، عزیر به شما اعلام خطر میکند که به دست سپاه بابل کشته و یا اسیر میشوید و اگر به تورات عمل نکنید، تمامی کتب موجود میان شما را جمع میکنند و در آتش میسوزانند3».

چون خبر انتشار اعلامیه ارمیای نبی به گوش یوتاتیم رسید، او دستور داد تا آن را پاره کنند و بسوزانند و ارمیا را هر کجا یافتند، دستگیر کنند و به قتل برسانند. سرانجام همانطور که حضرت عزیر اعلام کرده بود، بختالنصر، پادشاه بابل، بیتالمقدس را تسخیر و تمام اموال و جواهرات مردم را غارت کرد و یوتاتیم را دستگیر کرد و به بابل فرستاد و برادرش صِدقیا را به جای وی نشاند. صدقیا، ارمیای نبی را 10 سال به زندان افکند، اما وی به دست بختالنصر از زندان آزاد شد و آلیهودا به اسارت به بابل رفتند. بختالنصر به ارمیا احسان بسیاری کرد4.

این مردگان چگونه زنده میشوند؟

روزی حضرت عزیر پیامبر با سبدی پر از انجیر و انگور، سوار بر الاغش رهسپارِ شهرِ ویران شده بیتالمقدس گشت. آن شهر ویران و سقف و دیوارهایش فرو ریخته بود. چون عزیر از تپه شهر بالا رفت و نگاهی به اجساد مردگان افکند، با خود گفت: چگونه این سرزمین دوباره زنده و آباد میشود؟ عزیر با دیگر با خود اندیشید که خداوند، چگونه مردگان را زنده خواهد؟! (عدهای از مفسرین احتمال میدهند این شک و تردید پیش از رسیدن به سن بلوغ بر وی عارضشده بود5).

خداوند او را صد سال به خواب عمیقی شبیه به مرگ تسلیم کرد. سپس خداوند او را از خواب بیدار کرد و از او پرسید: چه مدت خوابیدهای؟ گفت: یک روز یا اندکی از یک روز را در خواب بودهام. (وی در اول روز به خواب رفته بود و وقتی بیدار شد، چند ساعت از روز میگذشت.) خداوند فرمود: چنین نیست؛ بلکه صد سال به خواب رفته بودی، به خوراک و آب خود بنگر که تغییر نکرده است، و همچنین به الاغت بنگر که در نتیجه گرسنگی مرده و از حالت اول خود خارج گردیده است. ما این کار را کردیم تا تو را ایتی قرار دهیم. به آن استخوانها بنگر که چگونه آنها را برمیآوریم و بر آنها گوشت میپوشانیم. چون این مطلب بر او ظاهر شد، گفت: میدانم که خدای یکتا بر هر چیز تواناست. خداوند در قرآن این چنین به قصه عزیر اشاره میکند:

أَوْ کَالَّذِی مَرَّ عَلَى قَرْیةٍ وَهِی خَاوِیةٌ عَلَى عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّى یحْیی هَذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ کَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ یوْماً أَوْ بَعْضَ یوْمٍ قَالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عَامٍ فَانْظُرْ إِلَى طَعَامِکَ وَشَرَابِکَ لَمْ یتَسَنَّهْ وَانْظُرْ إِلَى حِمَارِکَ وَلِنَجْعَلَکَ ایةً لِلنَّاسِ وَانْظُرْ إِلَى الْعِظَامِ کَیفَ نُنْشِزُهَا ثُمَّ نَکْسُوهَا لَحْماً فَلَمَّا تَبَینَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ بقره/259.

عزیر چون از خواب صد ساله بیدار شد، دید که طعام و نوشابهاش (آب) تغییر نکرده است، ولی استخوانها و مفاصل الاغش از هم گسسته است. آنگاه استخوانهای حیوان بر هم سوار شد و زنده شد. چون عزیر به خانه خود بازگشت، پیرزنی را بر در خانه خود یافت که طراوت جوانیاش به کلی از میان رفته و حتی قوه بینایی را از دست داده بود. از او پرسید: این خانه عزیر پیامبر است؟ پیرزن گفت: بله. آنگاه باران اشک از دیدگان بیفشاند و گفت: عزیر رفت و مردم او را فراموش کردند و پس از روزگاری، این اولین بار است که میشنوم تو نام عزیر پیامبر را میبری و سراغ خانهاش را میگیری. عزیر خود را به او معرفی کرد و گفت: خدا مدت صد سال مرا به جهان مردگان برد و اینک دوباره به عالم زندگانی باز آورد. زن در ابتدا از سخن او متعجب شد و ادعای او را انکار کرد. سپس گفت: عزیر مردی صالح و مستجابالدعوه بود و هر چه از خدا میخواست، حاجتش برآورده میشد. پس اگر تو همان عزیر هستی، از خدا بخواه تا مرا از بیماریها شفا بخشد و دیدگانم را بینا سازد. عزیر دعا کرد، بیدرنگ صحت و بینایی زن به او بازگشت. پس زن دست و پای او را بوسید و به سوی بنیاسرائیل رفت و اولاد عزیر را که به سن پیری رسیده بودند، از ماجرا با خبر ساخت و فریاد زد که خداوند، عزیر را که مدت صد سال از او خبری نبود، اکنون در سن جوانی و خرمی بازگردانیده است. پس عزیر به صورت مردی نیرومند نزد ایشان آمد، ولی قوم او را انکار کردند، و او را دروغگو خواندند، کتفش را باز کردند و خواستند او را امتحان کنند. از این رو، یکی از فرزندانش گفت: روی کتف عزیر، خالی بود که او را از دیگران متمایز میساخت.

کتفش را باز کردند و دیدند که همان خال به جای خود باقی است. یکی دیگر از فرزندان بزرگش برای اطمینان خاطر خود و رفع هر گونه شک و شبههای گفت: به ما خبر دادهاند که از زمان بختالنصر و پس از سوزاندن تورات، جز عده اندکی تورات را از حفظ نداشتند و عزیر از جمله آن عده بود. اگر تو عزیر پیامبر هستی، آنچه را که از تورات محفوظ داری، برای ما بخوان. عزیر تورات را بدون کم و زیاد برایشان بخواند. از این رو، او را تصدیق کردند و با او به مصافحه پرداختند و مقدمش را گرامی داشتند، اما گروهی هم بدو ایمان نیاوردند6.

نام عزیر پیامبر، فقط یک بار در قرآن مجید و آن هم در آیه 30 سوره توبه آمده است و یک بار هم به صورت ضمنی در آیه 259 سوره بقره (داستان خوابیدن و زنده شدن او و الاغش) به آن اشاره شده است.

با عنایت به آیه 30 سوره توبه (وَقَالَتِ الْیهُودُ عُزَیرٌ ابْنُ اللَّهِ ...)، «یهود گفتند: عزیر پسر خداست ...». بنا بر روایت ابنعباس، جماعتی از یهود، عزیر را پسر خدا میدانستند و عدهای از آن جماعت در زمان رسول اکرم صلی الله علیه وآله میزیستند. پیامبر اسلام فرمودند: «غضب خدا بر یهود وقتی شدت گرفت که گفتند: عزیر پسر خداست ...». با مرور زمان این عقیده یهودیان از میان آنها رخت بربست7.

پیشگویی نبوت حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وآله

یکی از صفات پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در تورات و انجیل، نبوت است

خداوند به این نکته اشاره دارد و میفرماید: الَّذِینَ یتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِی الْأُمِّی الَّذِی یجِدُونَهُ مَکْتُوباً عِنْدَهُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَالْأِنْجِیلِ ... أعراف/157؛ کسانی که پیروی کنند از رسول پیامرسان امی (درس ناخوانده)؛ کسی که صفاتش را در تورات و انجیل مکتوب مییابند ... .

در تورات، کتاب ارمیای نبی، درباره پیامبر موعود (محمد صلیاللهعلیهوآله) چنین مکتوب آمده است: «انبیایی که از قدیم قبل از تو و من آمدهاند، درباره سرزمینهای مختلف و ممالک عظیم راجع به جنگ و بلایا نبوت کرده (و خبر داده) اند، اما پیامبری که درباره شالوم (اسلام) نبوت کند، هنگامی که کلامش تحقق یافت، آنگاه شناخته خواهد شد که آن پیامبر را حقیقتاً خداوند فرستاده است8».

از نظر عبدالأحد داود، اسقف سابق کلیسای روم، این پیشگویی تنها منطبق با حضرت محمد صلی الله علیه وآله است9.

در 60 کیلومتری شهرستان شاهرود به طرف خراسان، دو روستا وجود دارد که یکی به نام اسرائیل است و دیگری به نام ارمیان که گفته میشود در این روستا قبر حضرت ارمیا قرار دارد10.

پینوشتها

1. دایره المعارف الاسلامی (ترجمه فرانسه) 

2. اعلام القرآن، محمد خزائلی، ص456.

3. تاریخ انبیا، عمادزاده اصفهانی، ص256.

4. دایره المعارف الاسلامیه، ترجمه احمد شنتاوی، مصر، ج1، ص636.

5. تفسیر طبری، ذیل آیه 259 بقره.

6. باستانشناسی و جغرافیای تاریخی قصص قرآن، عبدالکریم بیآزار شیرازی، ص 413ـ414.

7. ترجمه المیزان، ج9، ص338.

8. تورات، کتاب ارمیای نبی، فصل 28: 8ـ10.

9. محمد صلیاللهعلیهوآله در تورات و انجیل، عبدالأحد داود.

10. تاریخ انبیا، عمادزاده اصفهانی، ص677.



لیست کل یادداشت های این وبلاگ