سفارش تبلیغ
صبا
مثل کسی که دانش می آموزد ولی آن را بازگو نمی کند، مثل کسی است که گنج می اندوزد ولی از آن خرج نمی کند . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
 
سه شنبه 91 اسفند 22 , ساعت 3:17 عصر

به صورت خیلی خلاصه که خارج از حوصله برای خواندن نباشد باید عرض کنم
  

قضاوت درباره این که زندگیِ اجتماعی موضوع اخلاقی است یا خیر؟ به این بستگی دارد که اجتماعی زیستن را یک فعل اختیاری برای انسان تلقی کنیم یا خیر؟ در صورت اول، خود زندگیِ جمعی نیز یک موضوع اخلاقی خواهد بود ودر صورت دوم، موضوع زندگیِ جمعی، خارج از محدوده و موضوع اخلاق خواهد بود.

·        دیدگاههای مختلف درمورد جبری یا اختیاری بودن زندگی جمعی انسان:

ü     اجتماعی زیستن، یک امر جبری است.

ü     فرد، در ضمن جامعه، هیچ اصالتی از خود ندارد، بلکه تابع محض جامعه و عاری از هر گونه استقلال است ، هویت او در ضمن جامعه تحقق می‌یابد و وجودش تابعی از وجود جمع است اما جامعه دارای اصالت و وجود حقیقی است.

ü     زندگیِ اجتماعی، کم و بیش، برای فرد، اختیاری است نه جبری، و هر فرد، موجود مستقل و مختاری است که اراده، فکر و شناخت دارد و قادر است مسیرهای مختلفی را برای خود در زندگی انتخاب کند.

·        نقد دیدگاههای فوق 

ü     طبق دو دیدگاه اول ، زندگیِ اجتماعی، برای فرد، یک ضرورت طبیعی است و غیر از این، راهی برای زندگی ندارد و نتیجه‌اش این است که در حوزه اخلاق قرار نمی‌گیرد و نمی‌توان گفت که باید در جامعه باشد یا نباشد؛ زیرا انسان از این جهت که انسان است، اگر بخواهد زنده بماند و زندگی کند باید در ظرف جامعه باشد.

این دو دیدگاه با موازین و مبانیِ بینش اسلامی، همخوانی و سازگاری ندارد.

ü     چون انسان زندگیِ مستقلی دارد و به اختیار خود می‌تواند به صورت جمعی یا فردی زندگی کند ، به اندازه‌ای که در امر زندگی جمعی اختیار دارد، می‌تواند در حوزه علم اخلاق مورد بحث واقع شود.

·        خاتمه 

از آنجا که اختیاری بودن کارها متفاوت است، اخلاقی بودن آنها نیز متفاوت خواهد بود و کارهای اختیاری، تا اندازه‌ای که در اختیار انسان هستند، مورد بحث اخلاقی قرار می‌گیرند. بنابراین زندگیِ اجتماعی هم تا حدودی اختیاریِ انسان است و در همان حد که اختیاری است، اخلاقی نیز هست.

http://www.montcairo.com/uploads/1243852999(2).jpg

http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/arriana/7.gif



لیست کل یادداشت های این وبلاگ