سفارش تبلیغ
صبا
گنجی سودمندتر از دانش، نیست . [امام علی علیه السلام]
 
پنج شنبه 89 آذر 4 , ساعت 1:24 عصر

قسمتهای مختلف برنامه غدیر

سخنرانی تاریخی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در غدیر که حدود یک ساعت طول کشید در یازده بخش ترسیم شدنی است:

1. حمد وثنای الهی؛

2. فرمان الهی برای اعلام ولایت؛

3. اعلام رسمی ولایت و امامت دوازده امام علیهم السلام؛

4. معرفی و بلند کردن دست امیرالمؤمنین علیه السلام توسط پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم؛

5. تأکید بر توجه امت به مسئله امامت؛

6. اشاره به کارشکنی های منافقان؛

7. پیروان اهل بیت علیهم السلام و دشمنان ایشان؛

8. حضرت مهدی عجل اللّه فرجه؛

9. مطرح کردن بیعت؛

10. حلال و حرام، واجبات و محرمات؛

11. بیعت گرفتن رسمی.

تعیین موضوع خطابه غدیر از آغاز
12- پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در همان آغاز خطبه فرمودند: فرمان قاطعی از طرف خداوند آمده که مطلب مهمی درباره علی بن ابی طالب علیه السلام بیان کنم، که اگر نگویم رسالت الهی را نرسانده ام و از عقاب خداوند ترسانم.

هم چنین تصریح کردند که هر چه از خداوند خواستم به علت فتنه منافقان و دشمنان مرا از ابلاغ این مهم معذور بدارد، پذیرفته نشد. سپس اشاره کردند که این دستور خاص الهی درباره امامت و ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام است.

یادآوری دو نکته پس از اعلام ولایت

13- پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم پس از اعلام ولایت فرمودند: اَللّهُمَ والِ مَنْ والاهْ وَ عادِ مَنْ عاداهُ...؛ خدایا دوست بدار هرکس او را دوست بدارد و دشمن بدار هرکس او را دشمن بدارد و یاری کن هرکس او را یاری کند و خوار کن هرکس او را خوار کند».

14- سپس نزول آیه اکمال را درباره روز غدیر اعلام کردند: «اَلْیَومُ اَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ اَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الاِسْلامَ دینا»؛ امروز دین شما را کامل کردم و نعمت را برای شما به حد کمال رساندم و اسلام را دین شما پذیرفتم. و خداوند را بر ابلاغ این رسالت شاهد گرفتند.
سه نکته مهم درباره آینده مسلمانان

در خطبه غدیر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نگرانی خود را از آینده مسلمانان در سه جمله ابراز کردند:

15. مبادا بعد از من به عقب برگردید؛

16. مبادا در مسلمان بودن خود، بر خدا منت بگذارید که خدا مواظب شماست؛

17. بدانید که بعد از من رهبران گمراهی، پدیدار می‌شوند که مردم را به سوی جهنم می‌کشانند. من از آنان بیزارم و همه آنان در جهنم خواهند بود.

غدیر و حضرت مهدی علیه السلام
عید غدیر

در اواسط خطبه حضرت مطالبی درباره حضرت بقیة اللّه الاعظم حجة بن الحسن المهدی ارواحنا فداه بیان فرمودند، و به اوصاف و جنبه های مخصوص حضرت اشاره کردند که خلاصه آن چنین است:

18ـ او آخرین امامان است که حجتی بعد از او نیست؛

19ـ او بر همه قبایل شرک و کفر چیره خواهد شد، و هدایت کننده آنان است؛

20ـ او انتقام گیرنده همه خون های به ناحق ریخته اولیای خدا و منتقم از ظالمان است؛

21ـ او تعیین کننده دقیق درجاتِ افراد در فضیلت و در جهل و جهالت است؛

22ـ او وارث جمیع علوم است؛

23ـ همه پیشینیان درباره او بشارت داده اند؛

24ـ هیچ کس بر او غالب نمی‌شود و هیچ کس علیه او یاری نمی‌شود.

دعوت به بیعت

25- پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم اشاره فرمودند که من، بعد از اتمام خطبه شما را به بیعت با خود و سپس بیعت با علی بن ابی طالب دعوت می‌کنم.

ضمانت این بیعت آن است که من با خداوند بیعت کرده ام و علی هم با من بیعت کرده است. پس بیعتی که از شما می‌گیرم از طرف خداوند و بیعت با حق تعالی است.

پنج شنبه 89 آذر 4 , ساعت 1:21 عصر


- عید خلافت و ولایت

قال: نعم، الیوم الذی نصب فیه رسول الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله امیرالمؤمنین علیه‌السلام. مصباح المتهجد: 736
زیاد بن محمد گوید: بر امام صادق علیه‌السلام وارد شدم و گفتم: آیا مسلمانان عیدی غیر از عید قربان و عید فطر و جمعه دارند؟
امام علیه‌السلام فرمود: آری، روزی که رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله امیرمؤمنان علیه‌السلام را (به خلافت و ولایت) منصوب کرد

قال رسول الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله: یوم غدیر خم افضل اعیاد امتی و هو الیوم الذی امرنی الله تعالی ذکره فیه بنصب اخی علی بن ابی طالب علما لامتی، یهتدون به من بعدی و هو الیوم الذی اکمل الله فیه الدین و اتم علی امتی فیه النعمة و رضی لهم الاسلام دینا. امالی صدوق: 125، ح 8.
رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرمود: روز غدیر خم برترین عیدهای امت من است و آن روزی است که خداوند بزرگ دستور داد; آن روز برادرم علی بن ابی طالب را به عنوان پرچمدار (و فرمانده) امتم منصوب کنم، تا بعد از من مردم توسط او هدایت شوند، و آن روزی است که خداوند در آن روز دین را تکمیل و نعمت را بر امت من تمام کرد و اسلام را به عنوان دین برای آنان پسندید

عن الصادق علیه‌السلام قال: هو عید الله الاکبر،و ما بعث الله نبیا الا و تعید فی هذا الیوم و عرف حرمته و اسمه فی السماء یوم العهد المعهود و فی الارض یوم المیثاق الماخوذ و الجمع المشهود. وسائل الشیعه، 5: 224، ح 1.
امام صادق علیه‌السلام فرمود: روز غدیر خم عید بزرگ خداست، خدا پیامبری مبعوث نکرده، مگر اینکه این روز را عید گرفته و عظمت آن را شناخته و نام این روز در آسمان، روز عهد و پیمان و در زمین، روز پیمان محکم و حضور همگانی است.

قیل لابی عبد الله علیه‌السلام: للمؤمنین من الاعیاد غیر العیدین و الجمعة؟
قال: نعم لهم ما هو اعظم من هذا، یوم اقیم امیرالمؤمنین علیه‌السلام فعقد له رسول الله الولایة فی اعناق الرجال والنساء بغدیر خم. وسائل الشیعه، 7: 325، ح 5.
به امام صادق علیه‌السلام گفته شد: آیا مؤمنان غیر از عید فطر و قربان و جمعه عید دیگری دارند؟
فرمود: آری، آنان عید بزرگتر از اینها هم دارند و آن روزی است که امیرالمؤمنین علیه‌السلام در غدیر خم بالا برده شد و رسول خدا مساله ولایت را بر گردن زنان و مردان قرار داد.
مفهوم «ولایت‏» در حدیث غدیر

عن عمار بن حریز قال دخلت علی ابی عبد الله علیه‌السلام فی یوم الثامن عشر من ذی الحجة فوجدته صائما فقال لی:
هذا یوم عظیم عظم الله حرمته علی المؤمنین و اکمل لهم فیه الدین و تمم علیهم النعمة و جدد لهم ما اخذ علیهم من العهد والمیثاق. مصباح المتهجد: 737
عمار بن حریز گوید: روز هجدهم ماه ذیحجه خدمت امام صادق علیه‌السلام رسیدم و آن حضرت را روزه یافتم
امام به من فرمود: امروز، روز بزرگی است، خداوند به آن عظمت داده و آن روز دین مؤمنان را کامل ساخت و نعمت را بر آنان تمام نمود و عهد و پیمان قبلی را تجدید کرد.

قال الرضا علیه‌السلام: حدثنی ابی، عن ابیه علیه‌السلام قال: ان یوم الغدیر فی السماءاشهر منه فی الارض. مصباح المتهجد: 737.
امام رضا علیه‌السلام فرمود: پدرم به نقل از پدرش (امام صادق علیه‌السلام ) نقل کرد که فرمود: روز غدیر در آسمان مشهورتر از زمین است.

قال علی علیه‌السلام: ان هذا یوم عظیم الشان،فیه وقع الفرج، ورفعت الدرج و وضحت الحجج وهو یوم الایضاح والافصاح من المقام الصراح، ویوم کمال الدین و یوم العهد المعهود... بحارالانوار، 97: 116.
علی علیه‌السلام فرمود: امروز (عید غدیر) روز بس بزرگی است.
در این روز گشایش رسیده و منزلت (کسانی که شایسته آن بودند) بلندی گرفت و برهان های خدا روشن شد و از مقام پاک با صراحت سخن گفته شد و امروز روز کامل شدن دین و روز عهد و پیمان است.
1-روی زیاد بن محمد قال: دخلت علی ابی عبد الله علیه‌السلام فقلت: للمسلمین عید غیر یوم الجمعة والفطر والاضحی؟ 2- برترین عید امت 3- عید بزرگ خدا 4- عید ولایت 5- روز تجدید بیعت 6- عید آسمانی
7-عید بی نظیر

8- عید پربرکت
عن الصادق علیه‌السلام: والله لو عرف الناس فضل هذا الیوم بحقیقته لصافحتهم الملائکة فی کل یوم عشر مرات... وما اعطی الله لمن عرفه ما لایحصی بعدد. مصباح المتهجد: 738.
امام صادق علیه‌السلام فرمود: به خدا قسم اگر مردم فضیلت واقعی «روز غدیر» را می‌شناختند، فرشتگان روزی ده بار با آنان مصافحه می‌کردند و بخششهای خدابه کسی که آن روز را شناخته، قابل شمارش نیست.

9- عید فروزان
قال ابو عبد الله علیه‌السلام: ... و یوم غدیر بین الفطر والاضحی و یوم الجمعة کالقمر بین الکواکب. اقبال سید بن طاووس: 466.
امام صادق علیه‌السلام فرمود: ... روز غدیر خم در میان روزهای عید فطر و قربان و جمعه همانند ماه در میان ستارگان است.

قال ابو عبد الله علیه‌السلام: اذا کان یوم القیامة زفت اربعة ایام الی الله عز و جل کما تزف العروس الی خدرها: یوم الفطر
10- یکی از چهار عید الهی

حدیث غدیر
و یوم الاضحی و یوم الجمعة و یوم غدیر خم. اقبال سید بن طاووس: 466.
امام صادق علیه‌السلام فرمود: هنگامی که روز قیامت برپا شود چهار روز بسرعت بسوی خدا می‌شتابند همانطور که عروس به حجله اش بسرعت می‌رود.
آن روزها عبارتند از: روز عید فطر و قربان و جمعه و روز غدیر خم



جمعه 89 شهریور 19 , ساعت 12:35 صبح

ماه رمضان، ماه ضیافت الهی با همه خوبی‌ها و برکاتی که دارد به پایان رسیده، اما وداع با این ماه، وداعی جانکاه و دشوار است که اهل رمضان را دچار غم و اندوه می‌کند.
بی‌شک اگر آثار و پیامدهای معنوی ماه مبارک رمضان را در غیر از این ماه حفظ شود، گویا این ماه ضیافت پایانی نخواهد داشت و وداع با این ماه هرگز به معنای وداع با ویژگی‌های ارزشمند آن نیست.
این گونه است که امام سجاد(ع) در وداع جانکاه خود با ماه مبارک رمضان می‌فرماید: «سلام بر تو که قبل از آمدنت، در آرزویت به سر مى‌بردیم و پیش از رفتنت بر هجرانت محزونیم، سلام بر تو که چه بدى‌ها که به سبب تو از جانب ما گشته و چه خوبی‌ها که از برکت تو به سوى ما سرازیر شده!، سلام بر تو و بر شب قدرى که از هزار ماه بهتر است، سلام بر تو که دیروز چه سخت بر تو دل بسته بودیم و فردا چه بسیار شایق تو مى‌شویم!، سلام بر تو و بر فضیلت تو که از آن محروم گشتیم و بر برکات گذشته‌ات که از دست ما گرفته شد.»
خداوندا تو از خالص‌ترین آن وظایف و برگزیده‌ترین آن فرایض، ماه رمضان را قرار دادى که آن را ازمیان سایر ماهها برگزیدى و از میان همه زمان‌ها و عصرها اختیار کردى و بر تمام اوقات سال ترجیح دادى؛ زیرا در آن قرآن و نور نازل نمودى و ایمان را در این ماه چند برابر ساختى و روزه گرفتن را در آن واجب فرمودى و به شب ‌زنده‌دارى در آن ترغیب کردى و شب قدر را، که از هزار شب با ارزش‌تر است، در آن بزرگ داشتى.
پس ما را محض این ماه، بر سایر امم برترى دادى و در پرتو فضل آن، ما را از میان همه ملت‌ها برگزیدى. پس به فرمانت روزش را روزه گرفتیم و در شبش به کمک تو به عبادت برخاستیم و به وسیله روزه و نمازش، طالب رحمتى که براى ما مهیّا فرمودى شدیم و آن را وسیله رسیدن به ثواب تو قرار دادیم و تو بر آنچه بندگانت بدان رغبت دارند، قادرى، و آنچه را از احسانت خواسته شود، بخشنده‌اى و به آنکه جهت رسیدن به قرب تو بکوشد، نزدیکى.
بارالها! تویى که بر بندگانت درى به سوى بخشش خود باز کرده‌اى، و آن را باب توبه نامیده‌اى و بر آن در گشوده راهنمایى از وحى خود قرار داده‌اى تا آن را گم نکنند؛ پس عذر کسى که از ورود به آن خانه غفلت کند، پس از گشوده شدن در و به‌پا داشتن راهنما چه خواهد بود؟
پروردگارا! ما اهل این ماهیم که ما را به آن شرافت بخشیدى و توفیق ادراکش را به ما عنایت فرمودى، آن‌گاه که تیره ‌بختان وقتش را نشناختند و از بخت بدشان از فضلش محروم شدند.
بدین سبب بندگان واقعى به نعمتت تو را یاد کردند و به بخششت شکر آوردند، و به فرمانت به دعا برخاستند و به خاطر گرفتن عطاى افزونت، صدقه دادند و تنها راه آزادى آنان از خشم تو و دستیابى به رضاى حضرتت در آن بود.

تا که چشمم باز شد دیدم که یارم رفته است / ماه مهمانی تمام و مه‌نگارم رفته است

با گل این بوستان تازه انسی داشتم /  گرم گل بودم که دیدم گلعذارم رفته است

اینک آن را وداع مى‌گوئیم؛ وداع کسى که هجرانش بر ما غم‌انگیز است و روى گرداندنش ما را به‌اندوه و وحشت دچار کرده و بر عهده ما پیمان ناگسستنى و حرمت در خور توجه و حق لازم دارد.
خداوندا پس تو را سپاس همراه با اقرار به بدی‌هایمان و اعتراف به سهل‌انگاریمان، در حالى که در قلوبمان ندامت قطعى و بر زبانمان عذر صادقانه داریم. پس ما را با توجه به اعتراف به تقصیرى که در این ماه داشتیم، مزدى عنایت کن که تدارک‌کننده فضیلت‌هاى دل‌خواهمان و جایگزین ذخیره‌هایى که مورد علاقه ماست، باشد و عذر ما را در کوتاهى از اداى حقّت قبول کن و آینده عمرمان را به ماه رمضان آینده که در پیش داریم، برسان و چون ما را به آن رساندى، ما را بر انجام عبادتى که سزاوار توست، یارى ده و به انجام طاعتى که شایسته آن ماه است.
بارالها! هر گناه کوچک یا بزرگى که در این ماه به آن دست زدیم، یا معصیتى که به آن آلوده گشتیم یا خطایى که مرتکب شدیم، از روى عمد یا فراموشى، که در آن به خود ظلم کرده یا حرمت دیگرى را بدان دریده باشیم، پس بر محمد و آلش درود فرست، و ما را از همه آنها در پرده ستارى حضرتت بپوشان و به عفوت از ما بگذر و ما را در آن ماه شهره به پیش دیده شماتت ‌کنندگان قرار مده و زبان طعنه‌زنندگان را بر ما باز مکن و ما را به کارى بدار که سبب فرونهادن گناهان و پوشاندن آن چیزى شود که در آن ماه بر ما نمى‌پسندى.
به مهربانی‌ات که پایان ندارد و احسانت که کاستى نمى‌پذیرد، خداوندا برمحمد وآلش درود فرست و درد ازدست رفتن رمضانمان را جبران کن و روزعیدمان و فطرمان را برما مبارک گردان و آن را از بهترین روزهایى قرار ده که بر ما گذشته، که بیشترین عفو را موجب و بیشترین معاصى را محوکننده باشد و گناهان پنهان و آشکار ما را مورد مغفرت قرار ده.
بارالها! پایان یافتن این ماه را پایان یافتن خطاهایمان قرار ده و به دنبال خارج شدنش، ما را از بدی‌هایمان خارج کن و ما را از سعادت‌مندترین اهل این ماه به آن و پرنصیب‌ترین آنان در آن و بهره‌مندترین ایشان از خودت قرار ده.




 


دوشنبه 89 فروردین 9 , ساعت 3:2 عصر

خطبه 3 ، معروف به خطبه شقشقیّه که درد دل های امام علی (علیه السلام) از ماجرای سقیفه و غصب خلافت در این خطبه است.1

1. شکوه از ابابکر و غصب خلافت :

آگاه باشید ! به خدا سوگند ! ابابکر ، جامه خلافت را بر تن کرد ، در حالی که می دانست جایگاه من نسبت به حکومت اسلامی ، چون محور آسیاب است به آسیاب ، که دور آن حرکت می کند . او می دانست که سیل علوم از دامن کوهسار من جاری است ، و مرغان دور پرواز اندیشه ها ، به بلندای ارزش من نتوانند پرواز کرد . پس من ردای خلافت رها کرده و دامن جمع نموده از آن کناره گیری کردم و در اندیشه بودم که آیا با دست تنها برای گرفتن حقِّ خود به پا خیزم ؟ یا در این محیط خفقان زا و تاریکی که به وجود آوردند ، صبر پیشه سازم ؟ که پیران را فرسوده ، جوانان را پیر ، و مردان با ایمان را تا قیامت و ملاقات پروردگار اندوهگین نگه می دارد ! . پس از ارزیابی درست ، صبر و بردباری را خردمندانه تر دیدم . پس صبر کردم در حالی که گویا خار در چشم و استخوان در گلوی من مانده بود . و با دیدگان خود می نگریستم که میراث مرا به غارت می برند ! . تا اینکه خلیفه اوّل ، به راه خود رفت و خلافت را به پسر خطّاب سپرد .ادامه مطلب...

جمعه 88 آذر 13 , ساعت 8:47 عصر

تقدیم به خاک آستانت ای امیر مؤمنان که تیغ بلیغ فصاحتت تا ستیغ اعجاز و ایجاز بیان برآمده است . ای گلواژه زیبای غزل هستی ، واژه ها در نمودن حقیقت تو به عجز نشسته اند و ستایشگران دل به مجاز بسته اند . ای امیر صلابت کوه  طراوت گل لطافت سژیده و خروش دریا کنایتی از شکیب عطوفت و سخاوت توست. تشبیه تو به اقیانوس قیاس ماه به فانوس است . هیچ کلمه ای را نمی توان برای شکوه تو استعاره آورد تو قاموس شکوهی.

سید ابن طاووس (ره) در کتاب عظیم القدر اقبال الاعمال از حضرت امام رضا (علیه السلام) روایت کرده که آن حضرت فرمودند : هنگامی که قیامت فرا می رسد : چهار روز با فخر و مباهات بر خداوند وارد می شوند همانند ورود عروس در شب زفاف بر شوهر . از حضرت رضا (علیه السلام) سؤال شد آن چهار روز کدامند ؟ فرمودند: روز قربان ، روز فطر ، روز جمعه ، روز غدیر و به درستی که روز غدیر بین آنها مانند ماه است در بین ستارگان ، و آن روزی است که حضرت ابراهیم (علیه السلام) از آتش نمرود نجات یافت و به شکرانه اش آن روز را روزه گرفت . و آن روزی است که خداوند در آن دین را کامل کرد به سبب نصب کردن پیامبر (صلی اللَه علیه و آله) امیرالمؤمنین (علیه السلام) را به عنوان شاخص و فضیلت و جلوه های نور آن حضرت را نمود و آن روز را روزه گرفت . و به درستی که آن روز کمال است و روز به خاک مالیدن بینی شیطان و قبولی اعمال شیعیان و دوستان آل محمد (صلوات اللَه علیهم) می باشد . و روزی است که خداوند به اعمال مخالفین نظر می کند و آن را نابود می گرداند . « و این قول خداوند است در آیه 23 سوره فرقان » . روز غدیر روزی است که جبرئیل امر می کند منبری از کرامت الهی در مقابل بیت المعمور نصب شود و در حالی که ملائکه آسمانها اطراف او گرد آمده و پیامبر اکرم (صلی اللَه علیه و آله) را ستایش می کنند بر منبر رفته و برای شیعیان امیرالمؤمنین (علیه السلام) و ائمه (علیهم السلام) و دوستان آنها از فرزندان آدم طلب آمرزش می کند .

   روز غدیر روزی است که خداوند امر می کند تا کرام الکاتبین به مدت سه روز قلم از دوستان اهل بیت و شیعیانشان بردارند و هیچ یک از خطاهای آنان را ثبت نکنند به خاطر احترام به پیامبر (صلی اللَه علیه و آله) و امیرالمؤمنین (علیه السلام) .

 روز غدیر روزی است که هر کس آن را عید بگیرد و گشایش در امر خود و اطرافیان و برادران خود قرار دهد خداوند مال او را زیاد و او را از آتش نجات دهد و آن روزی است که خداوند کوشش شیعیان را ستوده و گناهانشان بخشیده و عملشان را مورد قبول قرار می دهد.  روز غدیر روز آسایش و رهایی از غم ، روز از بین رفتن گناه ، روز عطای بی عوض و بخشش ، روز گستردن علم ، روز مژده و عید اکبر ، روز اجابت دعا ، روز موقف بزرگ ، روز پوشیدن لباس نو و بیرون آوردن لباس سیاه ، روز شرط مشروط ، روز دور کردن غم ها و روز در گذشتن از گناهان شیعه امیرالمؤمنین (علیه السلام) است .

   روز غدیر روز پیشی گرفتن و روز افزودن درود بر محمد و آل محمد (صلوات اللَه علیهم) است.روزخرسندی ، روز عید اهل بیت محمد (صلی اللَه علیه و آله) ، روز پذیرفتن اعمال ، روز افزونی طلب ، روز آسایش مؤمنین ، روز فایده بردن ، روز اظهار دوستی ، روز رسیدن به رحمت الهی ، روز پاک شدن و ترک گناهان بزرگ ، روز پرستش و روز افطاری دادن به روزه داران است . پس هر کس روزه دار مؤمنی را در این روز غذا دهد مانند کسی است که فئامی را اطعام کرده . پس حضرت تا ده فئام شمردند.  سپس فرمودند آیا می دانی فئام چیست ؟ راوی عرض کرد : خیر . حضرت فرمودند: صد هزار  .

   روز غدیر روزی است که بعضی از شما بعضی دیگر را شاد باش می گویند . پس وقتی مؤمنی برادر مؤمن خود را دیدار می کند بگوید: ستایش خدای را که ما را از متمسکین به ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) قرار داد . غدیر روز تبسم در صورت مؤمنین است پس هر کس روز غدیر در چهره برادر خود تبسم کند خداوند رحمن روز قیامت به نظر رحمت به او می نگرد و هزار حاجت او را بر آورده و برای او قصری از دُرّ ناب در بهشت بنا می کند و صورتش را شادابی می بخشد .

    روز غدیر روز زیور است پس کسی که برای روز غدیر زیور نماید خداوند غفار تمام گناهانش را می بخشد کوچک باشد یا بزرگ و فرشتگانی بر می انگیزد تا پیوسته برای او حسنه ثبت کنند و درجات او را بالا برند تا شایسته مثل چنین روزی گردد. پس اگر بمیرد شهید از دنیا رفته و اگر زنده بماند سعادتمند خواهد زیست . کسی که در این روز مؤمنی را دیدار کند خداوند هفتاد نور داخل قبرش قرار میدهد و قبرش را وسیع می گرداند و هر روز هفتاد هزار فرشته او را زیارت می کنند و به او مژده بهشت را می دهند .      

    در روز غدیر  خداوند ولایت را بر اهل آسمانهای هفتگانه عرضه کرد پس اهل آسمان هفتم از دیگران به سوی ولایت پیشی گرفتند و به این جهت آن را به عرش زینت داد. سپس اهل آسمان چهارم از دیگران پیشی گرفتند و خداوند آن را به بیت المعمور زیور بخشید آنگاه اهل آسمان دنیا سبقت گرفتند و آن را به کواکب آراسته کرد . سپس خداوند ولایت را بر زمین ها عرضه کرد و زمین مکه در قبولی پیشی گرفت آنگاه به کعبه زینت داده شد و بعد مدینه و آن را به پیامبر اکرم (صلی اللَه علیه و آله) مزین نمود . پس از آن کوفه و ان به امیر المؤمنین (علیه السلام) آراسته شد . پس به کوه ها عرضه شد و سه کوه پیشی گرفتند ، عقیق ، فیروزه و یاقوت به این سه کوه اختصاص یافت و از بهترین جواهرات شدند . پس کوه های دیگر قبول ولایت کردند و دارای معادن طلا و نقره گردیدند و هر چه اقرار به ولایت نکرد چیزی از آن نرویید . و در این روز ولایت به آب ها عرضه شد و هر آبی که پذیرفت گوارا و شیرین گردید و آبی که قبول نکرد شور و تلخ شد . همچنین بر گیاهان عرضه شد پس هر کدام پذیرفتند شیرین و نیکو آنچه قبول نکرد تلخ گردید سپس ولایت در این روز بر پرندگان عرضه شد و آنها که قبول کردند خوش آواز و گویا و هر کدام انکار کردند لال و بی صدا گردیدند . و مَثَل مؤمنین در قبول ولایت امیر المؤمنین (علیه الیسلام) در روز غدیر خم همانند ملائکه است در سجودشان بر آدم و مَثَل کسی که قبول نکرد مانند ابلیس است . در این روز آیه شریفه «الیوم اکملت لکم دینکم ...» نازل گردید و خداوند پیغمبری را مبعوث نکرد مگر آنکه روز مبعوث شدنش نزد او مانند روز غدیر بوده و حرمت آن را شناخته زیرا در این روز برای امت خود جانشین و خلیفه بعد از خودش را قرار داده است .


یکشنبه 88 آذر 8 , ساعت 8:30 عصر

بنام خالق زیبایی

می خواهم کمی راجع به حکمت اول نهج البلاغه بنویسم به امید قرار دادن این حکمتها به عنوان سر لوحه های زندگی.

 

قال امیرالمؤمنین علی علیه السلام:کُن فِی الفِتنَةِ کَابنِ اللَبُون لا ظَهرٌفیُرکَب ولاضَرعٌ فَیُحلَب(فیَحتَلِب)

ترجمه:در فتنه مانند بچه شتر باش نه پشتی دارد تا مرکبش کنند و نه پستانی دارد که دوشیده شود(او را بدوشند).

 

این ترجمه ایی بود اجمالی از این حکمت اما در همین یکخط چه نکات ظریفی گنجانده شده، خدا می داند.

آنقدری که جستجو کرده ام و از سخنان بزرگان فهمیده ام را خدمتتان عرض می کنم.

اول باید اجزای این حکمت معنا شود:

 

 

-الفتنة:از ماده "فتن" به معنای امتحان کردن وخبر گرفتن است

وآشوب را فتنة میگویند چون در آن افرادامتحان می شوندوکُلاً امور مهم و حوادث مهم را فتنه می نامند:مثل سوال و جواب قبر و...(1)

بعضی از بزرگانِ لغت به"تعجب" انسان نسبت به چیزی رافتنه نامیده اند ودر جاهای دیگر جنون را فتنة خوانده اند وفتنةدرآیة"والفتنة أشدّ من القتل"هم به معنای کفر معنا شدهو یا به جنگهای بین مردم فتنة گفته شده و مطالبی(ظهور کلام) هم به عنوان شاهد بیان شده اند(2).

 

 

 

-ابن لبون:بچه شتر(نر)دو ساله که می خواهد وارد سه سالگی شود(3).

یک سوال:

1-منظور از فتنه چیست و آیا به همه جنگها فتنة گفته می شود؟

جواب:تنها به جنگی که دوطرف آن ناحق و ظالم باشند فتنه گفته می شودو جای هیچ گونه شبهه ای در مورد کمک به گروهی که بر حق

هستند نیست بلکه یاری این گروه واجب است و خود حضرت در نهج البلاغه کسانی را که از جنگ جمل کناره گرفتند راسرزنش می فرمایند که شما حق را یاری نکردید و بیانهای دیگری که تأئید کننده این نظریه است و حرف و عمل افرادی که به این بهانه شانه از مسؤلیتهای اجتماعی خالی می کنند

"کاسه داغ تر از آش"شدن است. پس مراد از فتنة معلوم شد.از معلوم شدن معنای فتنة ما به"زمان" فتنة هم پی می بریم

وآن زمان جنگ(همه انواع جنگها و تخاصمات) و آمادگی برای شروع آن است تا هنگامی که ریشه های آن خشک شوندأیام فتنه نامیده می شوند(4).

و اما نکته ظریف این حکمت در استفاده از کلمه "ابن لبون"است و تشبیه انسان در زمان فتنة به بچه شتر "نر" هست که در حال حاضر

نه پشتی برای سواری دادن دارد که بتوانند در راه رسیدن به مقاصدشان از آن استفاده کنند و از این بالاتر اصلاً پستانی ندارد

تا اهل فتنه در جهت تقویت ظلم و فتنة آن را بدوشند چون "نر" هست و اصلاً پستانی ندارد(5).

حضرت نفرمودند"بنت لبون"که بچه شتر "ماده"باشد و پستان دارد ولی شیر ندارد بلکه فرمودند "بچه شتر نر" و گویا حضرت می خواهند

در اوج احتیاط و عدم سوء استفاده مبالغه کنند و بفرمایند که همه راههای سوء استفاده را ببندید حتی آنجایی را که احتمال می دهید

خطری ندارد را هم ببندید و چه زیباست این تشبیه و چه گیراست این مفهوم در زمینه مواظبت از خود در هنگام فتنة

وشاید تقدیم "پشت"برای سواری،بر"پستان"برای دوشیدن به خاطر همین مبالغه باشد که اگر کاری کند که کمکی باشد به دو طرف فتنة جای ملامت دارد وباید طوری رفتار کند که هیچ گونه استفاده ایی نتوانند ببرند مثل نداشتن پستان بچه شتر

که اهل فتنه حتی نمی توانند ادای شیر دوشیدن را در بیاورند. در روایات مشابه دیگری هم به این کناره گیری و مراقبت از خوددر زمان فتنة اشاره شده(5) و اصولاً در این شرایط است که پختگی و خامی اشخاص آشکار می شود و تازه در این شرایط است که امتحان شدن معنی می دهد. پس انسان خیلی باید مراقب خودش باشد چون با پرتگاه یک تار مو فاصله دارد.

 

 

واقعاً برای ما که ادعای تشیع داریم جای بسی تاسف هست که ابن ابی الحدید سنی می گوید من خطبه 202 نهج البلاغه را

بیش از 1000بار خوانده ام یا جرج جرداق مسیحی می گوید من 400 بار نهج البلاغه را خوانده ام.


امیدوارم که این مطالب به علم شما چیزی افزوده باشدو خدا هم از سر تقصیرات من گذشته باشد.

 

....

پی نوشتها

(1)النهایة فی غریب الحدیث - ابن الاثیر ج 3 ص 410 :

الفتنة : المتحان والاختبار . وقد کثرت استاذته من فتنة القبر ، وفتنة الدجال

، وفتنة المحیا والممات ، وغیر ذلک . * ومنه الحدیث " فبى تفتنون ،

وعنى تسألون " أی تمتحنون بى فی قبورکم ویتعرف إیمانکم بنبوتی .

........

- لسان العرب - ابن منظور ج 13 ص 319 :

والفتنة : الاختبار . وفتنه یفتنه : اختبره . وقوله عز وجل :

أولا یرون أنهم یفتنون فی کل عام مرة أو مرتین

....

(2)....................

- لسان العرب - ابن منظور ج 13 ص 318 :

والفتنة : إعجابک بالشئ ، فتنه یفتنه فتنا وفتونا ، فهو فاتن ، وأفتنه ،

....

- لسان العرب - ابن منظور ج 13 ص 319 :

والفتنة : الجنون ، وکذلک الفتون . وقوله تعالى : والفتنة أشد من القتل ، معنى الفتنة ههنا الکفر ،

............

- لسان العرب - ابن منظور ج 13 ص 319 :

والفتنة : ما یقع بین الناس من القتال . والفتنة : القتل ، ومنه قوله تعالى :

إن خفتم أن یفتنکم الذین کفروا ، قال : وکذلک قوله فی سورة یونس :

على خوف من فرعون وملئهم أن یفتنهم ، أی یقتلهم ، وأما قول النبی ، صلى الله علیه وسلم :

إنی أرى الفتن خلال بیوتکم ، فإنه یکون القتل والحروب والاختلاف

الذی یکون بین فرق المسلمین إذا تحزبوا ، ویکون ما یبلون به من زینة الدنیا وشهواتها

فیفتنون بذلک عن الآخرة والعمل لها .

.......

(3)- شرح نهج البلاغة - ابن أبی الحدید ج 18 ص 82 :

ابن اللبون : ولد الناقة الذکر إذا استکمل السنة الثانیة ودخل فی الثالثة

...........................................................

- مجمع البحرین - الشیخ الطریحی ج 4 ص 106 :

وابن اللبون : ولد الناقة ، استکمل السنة الثانیة ودخل فی الثالثة ، والانثى بنت لبون

(4)-............................................................

- شرح نهج البلاغة - ابن أبی الحدید ج 18 ص 82 :

وأیام الفتنة هی أیام الخصومة والحرب بین رئیسین ضالین یدعوان کلاهما إلى ضلالة

کفتنة عبد الملک وابن الزبیر ، وفتنة مروان والضحاک ، وفتنة الحجاج وابن الاشعث ونحو ذلک

، فأما إذا کان أحدهما صاحب حق فلیست أیام فتنة کالجمل وصفین ونحوهما بل یجب الجهاد مع صاحب الحق

وسل السیف والنهى عن المنکر وبذل النفس فی إعزاز الدین وإظهار الحق .

...................

(5)- نهج البلاغة - خطب الامام علی علیه السلام ج 4 ص 3 :

ابن اللبون بفتح اللام وضم الباء : ابن الناقة إذا استکمل سنتین لا له ظهر قوی فیرکبونه

ولا له ضرع فیحلبونه ، یرید تجنب الظالمین فی الفتنة لا ینتفعوا بک

دوری نفعی از تو نبرند

............................................................

- مجمع البحرین - الشیخ الطریحی ج 4 ص 106 :

أراد التشبیه فی الفتنة بابن اللبون فی عدم انتفاع الظالمین بک ، بوجه لا نفع فیه بظهر ولا ضرع .

...................................................

(6)- شرح نهج البلاغة - ابن أبی الحدید ج 18 ص 83 :

قال ( علیه السلام ) : أخمل نفسک أیام الفتنة ، وکن ضعیفا مغمورا بین الناس لا تصلح لهم بنفسک ولا بمالک ولا

دور کن پنهان

تنصر هؤلاء وهؤلاء .

....................

- شرح نهج البلاغة - ابن أبی الحدید ج 9 ص 146 :

: " فلا تکونوا أنصار الفتن ، وأعلام البدع " أی لا تکونوا ممن یشار إلیکم فی البدع کما یشار إلى الاعلام المبنیة

 






یاران فتنه ها علمهای بدعتها یعنی از کسانی نباشید که در بدعتها به شما اشاره کنند

مثل اشاره کردن به علمها(یعنی گاو پیشونی سفید نباشید)

القائمة ، وجاء فی الخبر المرفوع : " کن فی الفتنة کابن اللبون ،

لا ظهر فیرکب ، ولا ضرع فیحلب " ، وهذه اللفظة یرویها کثیر من الناس لامیر المؤمنین علیه السلام .

..................

- مستدرک سفینة البحار - الشیخ علی النمازی ج 8 ص 124 :

لا ینجو من الفتنة إلا النومة .



فقط خوابیده از فتنه نجات پیدا می کند


دوشنبه 88 آذر 2 , ساعت 10:25 عصر

سلام سرزمین مقدس . سلام واژه بی پیرایه . درود بر تو ای مانا ترین جاری تاریخ شیعه .

خاک مطهر عشق، چشمه نامیرای شرف ، سرآغاز زلال ولایت، ای ابدیت یافته در شرقی ترین جغرافیای انسان ،

و ای آقای من ، امیر همه چشمهای خسته و دلهای شکسته ، موسیقی معنویت انسان ،

بالا بلندی که هیچکس قله عبودیت تو را فتح نخواهد کرد . مرد برتر تمام قرون و اعصار.

ای از ازل تا ابد ،ریشه دار ترین نخل صبوری ،ای شاهد شهید مرثیه نخوانده بر نازنینترین بانوی جهان .

پرچم ولایت مفتخر به علمداری توست .

و تشیع همیشه مرهون مروت بی بدیلت .

اینک ای ابرهای متراکم ببارید . درختان در هم فرو رفته به گردش در آیید . آوازهای سرخ در گلومانده ،شن های سر فرو برده در تشنه ترین خاک ها بنوازید.

همنوایی جاودانه ماه و خورشید دیدنیست . تلاطم یکدست قلبها و حزن شادی برانگیز چشمها مثال زدنیست .

امینی که امانتِ بر دوش نگرفته کوهها را بی دریغ بر شانه های سترو بازوان آهنین خود تحمل کرده بود اینک این موهبت بزرگ و رسالت شیرین را به علی می سپارد. به مردی که یکه تاز عرصه خیبر مردی که پاک و سرافراز و مطهر . مردی ستون خانه زهرا سلام الله علیها ،تفسیر عارفانه زهرا سلام الله علیها . اینک قرن ها از بارش خورشید علی و عطر توحیدی خدا می گذرد . اینک قرن ها از سپیدی عیدی می گذرد که تیرگی منکران را بر می آشوبد و ظلمات سینه ها را درهم می شکند و پرچم سرخ ولایت را به اهتزاز در می آورد و اینک سلام بر تو ای مرد همیشه مرد.

سلام بر تو ای مرد پیروز همیشه تاریخ .

و درود بر تو ای پدر لحظه های سرخ حقانیت شیعه .


پنج شنبه 88 آبان 21 , ساعت 6:0 عصر

سفارش حضرت به امام حسن علیه السلام

سفارش حضرت علی(علیه‎السلام) به امام حسن(علیه‎السلام) که آن را هنگام بازگشت از صفین، در مقابل حاضرین نوشته است.

از پدرى که: در آستانه فناست و چیرگى زمان را پذیراست، زندگى را پشت سر نهاده، به گردش روزگار گردن داده، نکوهنده این جهان است. و آرمنده سراى مردگان، و فردا کوچنده از آن.

به فرزندى که: آرزومند چیزى است که به دست نیاید، رونده راهى است که به جهان نیستى درآید . فرزندى که بیماریها را نشانه است و در گرو گذشت زمانه. تیر مصیبت‎ها بدو پران است، و خود دنیا را بنده گوش به فرمان. سوداگر فریب است و فنا را وامدار، و بندى مردن و هم سوگند اندوه‎هاى‏ [جان‏آزار] و غم‎ها را همنشین است و آسیب‎ها را نشان، و به خاک افکنده شهوت‎هاست و جانشین مردگان.

اما بعد، آنچه آشکار از پشت کردن دنیا بر خود دیدم، و از سرکشى روزگار و روى آوردن آخرت بر خویش سنجیدم، مرا از یاد جز خویش باز مى‏دارد، و به نگریستنم بدانچه پشت سر دارم نمى‏گذارد جز که من، هر چند مردمان را غمخوارم بیشتر غم خود دارم.

این غمخوارى راى مرا بازگردانید، و از پیروى خواهش نفسم بپیچانید. و حقیقت کار را برایم آشکار نمود، و مرا به کارى راست واداشت که بازیچه‏اى در آن نبود، و با حقیقت ‏[روبرو ساخت‏] که دروغى آن را نیالود. و تو را دیدم که پاره‏اى از منى، بلکه دانستم که مرا همه جان و تنى. چنانکه اگر آسیبى به تو رسد به من رسیده، و اگر مرگ به سر وقتت آید، رشته زندگى مرا بریده. پس کار تو را چون کار خود شمردم، و این اندرزها را به تو راندم تا تو را پشتیبانى بود. خواه من زنده مانم و تو را در کنار، یا مرده و جایگزین دار القرار.

 

ادامه مطلب...

   1   2      >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ